تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

فال نیک
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، براز غزل شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدن
آن بگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟

Image and video hosting by TinyPic


 
تنها تو می مانی
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد


Image and video hosting by TinyPic


 
گلوی شوق
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

شب عبور شما را شهاب لازم نیست
که با حضور شما آفتاب لازم نیست
در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است
برای چیدن گل ، انتخاب لازم نیست
خیال دار تو را خصم از چه می بافد ؟
گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست
ز بس که گریه نگردم غرور بغض شکست
برای غسل دل مرده آب لازم نیست
کجاست جای تو ؟ - از آفتاب می پرسم -
سوال روشن ما را جواب لازم نیست
ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم
برای دیدن تصویر ، قاب لازم نیست

Image and video hosting by TinyPic


 
غزل تقویم ها
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم

Image and video hosting by TinyPic


 
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
"
بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
"
آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست

Image and video hosting by TinyPic


 
ناز من، عشق من، از چشم ترم زود مرو
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ناز من، عشق من، از چشم ترم زود مرو
سر و جانم به فدایت ز برم زود مرو
نکنم شکوه که دیر آمده‌ای بر سر من
جان من گیر چو آیی ز سرم زود مرو
چشم پر حسرت من سیر ندیدست تو را
بنگر اشکم و از چشم ترم زود مرو
ترسم ای گل که نبینم دگرت دیر میا
ترسم ای جان که نیایی دگرم زود مرو
آفتاب لب بام‌ایم به یک گردش چشم
بر در و بام نماند اثرم زود مرو
صبر کن تا به خدایم که ز شوق رخ تو
نه ز خود کز دو جهان بی‌خبرم زود مرو
این تویی یا که خیالم بتی آراسته است
گر تویی بهر خدا از نظرم زود مرو

Image and video hosting by TinyPic


 
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاکدامن
معذور دار ما را

Image and video hosting by TinyPic


 
مرا در سکوت تازه ای دریاب
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

تو این دنیای وا نفسا که دلها سنگنو سخره

تو این توفان بی همتا که مهمون دل سرده

یکی پیدا شده مرحم حریف غصه های من

یکی که با نبودش من تو این سیلاب و درموندم

تماشا کن درونم را که این دل عالمی دارد

به رخساره نگاه تو چراغ صبح میبارد

به درگاه عظیم تو عبادت کردم و هر دم

که معنای بزرگی را در آغوش تو میگردم

به دیدار دو چشمانت

به پیوند دو ابرویت

مرا دیریست نسپردی

مرا درشورزار غربت و تردید

به گورستان تنهایی

اسیر و دل شکسته

رها کردی رها

سپردی در شروع جاده ای پر پیچ

در تن پوشی از بیداری و احساس

این دل در مسیرش یاد تو داشت

به خواب وعده ی دیدار تو هر روز

با دیگر حبیبان عهد و پیمانی نبست....

این همه عهد و وفا آخر تمامی بایدش؟

گر همیشه آرزومند مراد این دل بیمار

سالها بگذشت و صبرم کم نشد

این دو روز قرضی عمر بشر

در پی گشت و گذاران با بد ااندیشان نباید طی شود

لیک روزی بر من عاشق جفایی کرد یار

با سپهرین چهره ای عهد وفا داری نهاد

من در آن دوران به مرگم ساز بودم

که بیداری زمانی بود آن گل چهره پنداشت

که من در غربت تنهایی خویش

به جز او نسپرم دل دردل غیر

ولی افسوس او همواره در پشت حصاری تنگ و پنهانست

او من را به مجنون بودنم رد کرد

در این شهر تنهایی

در این کشور بیمار

در اوج پریشانی مرا دریاب

مرا در آسمان پر ستاره در شبی زیبا

به شکر زنده بودن

به عشق همنشینی

در سکوت تازه ای دریاب

Image and video hosting by TinyPic


 
می نویسم می نویسم از تو..........
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

می نویسم می نویسم از تو
تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه,اگر بگذارد
با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست
با تو از اوج غزل خواهم گفت

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی

می نویسم می نویسم از تو
تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد

می نویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد

Image and video hosting by TinyPic