تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

شب قدر
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن ارحیم

انا انزلناه فى لیلة القدر
و ما ادریک ما لیلة القدر
لیلة القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم

من کل امر سلام هى حتى مطلع الفجر

Image and video hosting by TinyPic

فرشتگان ، در هر سال، در شب هنگام قدر پیوسته فرود آیند، و به اذن خدا، هر "امری" و "تقدیری" را فرود آورند .


 
غصه نخور ستاره مسافرت تو راه
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
غصّه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم از دیدن نورِ ماه یه عمره بی‌نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمن با پاییز نمی‌بینی که شعرام همه شدن غم‌انگیز! غصّه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست غصّه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق نازِ اون چشمای قشنگت غصّه نخور مسافر تلخه هوای دوری من که خودم میدونم که تو چقَدْر صبوری غصّه نخور مسافر بازم می‌آی به زودی مارو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی غصّه نخور مسافر غصّه اثر نداره از دل تو می‌دونم هیچکس خبر نداره غصّه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند بهار تو برمی‌گردی چیزی نمونده بخند غصّه نخور مسافر همیشه اینجوری نیست همیشه‌که عزیزم راهت ‌به ‌این دوری‌نیست غصّه نخور مسافر تولّده دوباره غصّه نخور مسافر ، قصه نخور ستاره غصّه نخور مسافر غصّه کار گلا نیس سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس غصّه نخور مسافر تو خودِ آسمونی در آرزوی روزی که بیای و بمونی Image and video hosting by TinyPic
 
دلت امد......
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

  دلت آمد

              تو مثل چشم دریا عاشقی و پاک و بارانی

و من یک تکه از دریا ولی نمناک و طوفانی

              به یاد چشمهای تو تفال میزنم امشب

    ببینم میروی آخر از اینجا یا که میمانی

             تو رو جان همانی که جدایت کرد از چشمم

همین امشب بیا در کلبه ی سردم به مهمانی

            عجب روز قشنگی بود روز آشناییمان

  چه شد حالا که از آن انتخاب خود پشیمانی

            همه بردند از خاطر مرا من ماندم و چشمت

تو هم رفتی و یادت رفت نام من به آسانی

           چه زود از یاد بردی آن قرار روز اول را

   همان که قول دادی این پریشان را نرنجانی

          اگر چه رفته ای و بار دیگر بر نمیگردی

  ولی دیوانه ات هستم خودت هم خوب میدانی

          تمام شمعدانیها برایت اشک میریزند

        دلت آمد دل گلهای باغم را بلرزانی

         و عادت درد سنگینی ست وقتی اوج میگرد

   به من عادت نکردی طعم حرفم را نمیدانی

        تماشا میکنم این قصه را زیبای من اما

  خدا را خوش نمی آمد که این دل را بسوزانی

اهنگ

Image and video hosting by TinyPic

 

 


 
تسلیت
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic
 
مینویسم برای کسی که آسمان من است
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

مینویسم برای کسی که آسمان من است

 

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

در انحصار قطره های اشک نبینم

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

Image and video hosting by TinyPic

 

هر چی ارزوی خوبه مال تو.....هر چی که خاطره داری مال من

اون روزهای عاشقونه مال تو....این شبهای بیقراری مال من

منم ...... حسرت با تو ما شدن..... تویی و بدونه من رها شدن....

آخر غربت دنیاست مگه نه ...... اول دوراهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود.......دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود

میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا

اما بیدارمو بی تو .... مثل تو تنهای تنها.........................

  Image and video hosting by TinyPic

در این دنیا تک وتنها شدم من

بیا ای درد دل صبرا شدم من

چو مجنونی که از مردم گریزد

شتابان از در پی لیلا شدم من

چه بی اثر می خندم

چه بی ثمر می گریم

به ناکامی چنان رسوا شدم من

چرا عاشق چرا شیدا شدم من

من وآن دیرآشنا را می شناسم

من آن شیرین ادا را می شناسم

محبت بین ما کار خدا بود

از این جا من خدارا می شناسم

چه بی اثر می خندم

چه بی ثمر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من

چرا عاشق چرا شیدا شدم من

خوشا آن روزی که این دنیا سر اید

قیامت بارگاه محشر اید

بگیرم دامن عدل الهی

بپرسم کام عاشق کی براید

چه بی اثر می خندم

چه بی اثر می گریم

به ناکامی چه رسوا شدم من

چرا عاشق چرا  شیدا شدم من

 


 
نامه
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 گفتم این را بارها ای خدا با زبان بی زبانی ،بدون این که حتی او بداند

ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
بر درختی کاشیان مرغ توست
شاخ مشکن مرغ را پران مکن
شمع جمع خویش را برهم مزن
قصد این پروانه حیران مکن
نیست در عالم ز هجران تلخ تر
هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن

Image and video hosting by TinyPic

برایش همه شب فال میگرفتم و خوب میومد به احترام فالش تا صبح از شادی چشام باز میموند به امید صبح که بهش بگم سلام

برایم نوشته بود

دل من روی زمینه دل تو تو آسمونه
انقدر دوست دارم من که فقط خدا می دونه

بیا یه عهدی ببندیم ببینیم کدوم یک از ما

تا ته جاده ی دنیا بر سر عهدش می مونه

مثل بچه ها بال در میووردم و به روی خودم نمیووردم که نکنه بفهمه دوسش دارم بره و تنهام بذاره از امام رضای خودم خواستمش که به حرمتش برام پیش خدا دعا کنه .

Image and video hosting by TinyPic

اینها رو یه دل شکسته برام نوشته بود من هم بهش کمی بال و پر دادم و گذاشتم اینجا که هممون براش دعا کنیم  دعا کنیم که خدای مهربون هم اونو نگاه کنه تا  دوباره تو دلش اهنگ شادی رو بخونه برای اون دل قشنگ و عاشق مینویسم که ساکت باش و اروم خدا خودش میدونه که داره چکار میکنه تو فقط دعا کن و همه ما هم برات دعا میکنیم

Image and video hosting by TinyPic

 

گاهی خیال می کنم از من بریده ای
بهتر ز من برای دلت بر گزیده ای
از خود سؤال می کنم آیا چه کرده ام
در فکر فرو میروم از من چه دیده ای
فرصت نمی دهی که کمی در دل کنم
گویا از این نمونه مکرر شنیده ای
از من عبور می کنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای
یک روز می رسد که در آغوش گیرمت
هرگز بعید نیست خدارا چه دیده ای

Image and video hosting by TinyPic

 

سیاه چشمون چرا   تو نگات دیگه اون همه وفا نیست
سیاه چشمون بگو   نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

پریشونت شدم میدونی واست همه چیمو باختم
واسه دوست داشتنت   طاقتم دیگه بیشتر از اینا نیست

تو این غربتی که هستم دارم میمیرم حالیت نیست
بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست

سیاه چشمون قسم خوردی   که جز مال من نباشی
قسم خوردی که اینجور غافل از حال من نباشی

تو این غربتی که هستم   دارم میمیرم حالیت نیست
بازم دستتو تو دستم   میخوام بگیرم حالیت نیست

هنوز یار تو هستم   حالیتم نیست
به هیچکی دل نبستم   حالیتم نیست

سیاه چشمون میخوام حالمو بپرسی
بشی مهمونم   احوالمو بپرسی

نگفتی نکنه خونش خرابه
ندیدنم واسش رنچ و عذابه

نگفتی که غریبه این ولایت
تموم زندگیش نقش بر آبه
تموم زندگیش نقش بر آبه

تو این غربتی که هستم   دارم میمیرم حالیت نیست
بازم دستتو تو دستم   میخوام بگیرم حالیت نیست

سیاه چشمون چرا   تو نگات دیگه   اون همه وفا نیست
سیاه چشمون بگو   نکنه دلت   دیگه پیش ما نیست

پریشونت شدم   میدونی واست همه چیزو باختم
واسه دوست داشتنت   طاقتم دیگه   بیشتر از اینا نیست

تو این غربتی که هستم   دارم میمیرم حالیت نیست
بازم دستتو تو دستم   میخوام بگیرم حالیت نیست

 امیدوارم که همه به ارزوهاشون برسن 

 

 

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic
 
باید فراموشت کنم
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم Image and video hosting by TinyPic
 
اقا خسته ام
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی Image and video hosting by TinyPic
 
لیلای بی مجنون
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا برنیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
یا مولا دلم تنگ اومده شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: دانلود شعر یا مولا

 

در دیده بجای خواب آبست مرا
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
زیرا که به دیدنت شتابست مرا
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
گویند بخواب تا که به خوابش بینی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای بیخبران چه وقت خواب است مرا
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده

ای لاله تو همرنگ رخ یار منی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای غنچه تو چون دهان یار منی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای ماه اگر مثل شکر خنده کنی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
گویند که نگار شکر گفتار منی

بلبل به سر چشمه به چکار  آمده‌ای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا تشنه شده‌ای یا به شکار آمده‌ای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
نی تشنه شدی نی به شکار آمده‌ای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
دیوانه شده‌ای دیدن یار آمده‌‌ای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

اشک مهتاب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه ها درخوابه امشب
به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بی تابه امشب
دل من در تنم بی تابه امشب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

 

 

Image and video hosting by TinyPic

خداوندا در این منزل برافروز از کرم نوری
که تا گم کرده‌ی خود را بیابد عقل انسانی
 
شب قدر است در جانب چرا قدرش نمی‌دانی
تو را می‌شورد او هر دم، چرا او را نشورانی
 
تو را دیوانه کرده‌ست او، قرار جانت برده‌ست او
غم جان تو خورده‌ست او چرا در جانش ننشانی
 
چو او آب است و تو جویی چرا خود را نمی‌جویی
چو او مشک است و تو بویی چرا خود را نیفشانی

Image and video hosting by TinyPic

من دلم تنگ کسی است
                              که به دلتنگی من می‌خندد
باور عشق برایش سخت است
ای خدا باز به یاری نسیم سحری
                            می‌شود آیا دل به نازک‌ دل من بربندد؟!

 

Image and video hosting by TinyPic

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

Image and video hosting by TinyPic

وای، باران
…………باران
……..شیشهء پنجره را باران شست.
…..از دل من اما،
……………..چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ،
………من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
……………….وای، باران
…………………………..باران
………………………………پر مرغان نگاهم را شست.
خواب، رؤیای فراموشیهاست!
…………….خواب را دریابم
………………….که در آن دولت خاموشیهاست.
…………………………..با تو در خواب مرا لذت ناب هم ‌آغوشیهاست.
من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می‌بینم،
و ندایی که به من می‌گوید:
………….“گرچه شب تاریک است
………………………..دل قوی دار،
………………………………سحر نزدیک است.”

دل من، در دل شب،
…………خواب پروانه شدن می‌بیند.
…………………………مـِهر در صبحدمان داس به دست
……………………………………….خرمن خواب مرا می چیند.
آسمانها آبی،
…….. پر مرغان صداقت آبی‌ست
…………………..دیده در آینهء صبح تو را می‌بیند.
از گریبان تو صبح صادق،
……………..می گشاید پر و بال.
تو گل سرخ منی
………..تو گل یاسمنی
…………………تو چنان شبنم پاک سحری؟
……………………………………………. نه
……………………………………………..از آن پاکتری.
……………….تو بهاری؟
……………………… نه
……………………….بهاران از توست.
……….از تو می گیرد وام،
………….هر بهار اینهمه زیبایی را.

در سحر گاه سر از بالش خوابت بردار!
……………….کاروانهای فروماندهء خواب از چشمت بیرون کن!
بازکن پنجره را!
……تو اگر بازکنی پنجره را،
………………..من نشان خواهم داد
……………………………به تو زیبایی را.
بگذر از زیور و آراستگی
………….من تو را با خود، تا خانهء خود خواهم برد
………………….که در آن شوکت پیراستگی
…………………………….چه صفایی دارد
آری از سادگی‌‌اش،
…………..چون تراویدنِ مهتاب به شب
……………………………….مهر از آن می‌بارد.
باز کن پنجره را
……..من تو را خواهم برد
…………………به عروسی عروسکهای کودک خواهر خویش
………..که در آن مجلس جشن
…………………….صحبتی نیست ز دارایی‌ داماد و عروس
……………………..صحبت از سادگی و کودکی است
……………………..چهره‌ای نیست عبوس
کودک خواهر من
……….در شب جشن عروسی عروسکهایش می‌رقصد
کودک خواهر من
………..امپراتوری پر وسعت خود را هر روز
……………………………………..شوکتی می‌بخشد
کودک خواهر من
………نام تورا می‌داند
………نام تورا می‌خواند
………………………گل قاصد آیا با تو این قصهء خوش خواهد گفت؟
باز کن پنجره را
………..من تورا خواهم برد به سر رود خروشان حیات
……………………………….آب این رود به سر چشمه نمی‌گردد باز
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
باز کن پنجره را
…………..صبح دمید!

و چه رویاهایی !
………….که تبه گشت و گذشت.
و چه پیوند صمیمیتها،
…………..که به آسانی یک رشته گسست.
چه امیدی، چه امید ؟
…………..چه نهالی که نشاندم من و بی‌بر گردید.
دل من می سوزد،
……که قناریها را پر بستند.
………..که پر پاک پرستوها را بشکستند.
و کبوترها را
……….آه، کبوترها را
………………و چه امید عظیمی به عبث انجامید Image and video hosting by TinyPic

 
عکس
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
 
برای عشق
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش Image and video hosting by TinyPic
 
رفتم و بار سفر بستم
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
رفتم رفتم رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم از عشق تو جاودان ماند ترانه من با یاد تو زنده ام عشقت بهانه من پیدا شو چو ماه نو گاهی به خانه من تاری زد گل از رخت در آشیانه من رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم آهم را می شنیدی به حال زارم می رسیدی نازت را میخریدم تو ناز من را میکشیدی بخدا که تو از نظرم نروی چو روم ز برت ز برم نروی رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم اگر مراد در آید چه شود شبی فراغ ما سر آید چه شود بخدا کس ز حال من خبر نشد که بجز غم نصیبم از سفر نشد نروی یک نفس ز پیش چشم من که به چشمم بجز تو جلوه گر نشد رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم رفتم رفتم رفتم Image and video hosting by TinyPic
 
دلتنگی
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
سلام نامه های دلتنگی ادمها خوبه اما وای به روزی که این نامه ها زیاد بشه چرا این همه فاصله چرا این همه فرق بین ادمها یکی دلتنگه یکی گرفتار یکی میخواد از سر دلتنگی خودشو لوس کنه ولی یکی میزاره به پای درک نداشتنش یکی میخواد از سر دلتنگی صداشو گوش کنه و حرف بزنه دردو دل کنه ولی باز محکوم میشه به منفی گرایی خدایا فرق بین ادمها از زمین تا اسمونه چرا پس ستاره ها زمینو روشن میکننو حرفی ندارن که تو اسمونن دیشب با خودم کلی قرار گذاشته بودم گفته بودم که میخوام: می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد در دایره حضورش تو را به من نشان دهد می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم هر وقت دلم هوای تو را کرد عطر حظور مهربان تو را با من هم قسمت کنند می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند.... عین بچه ها بی تاب صبح شدن و در اومدن خورشید بودم که بیام اومدم اما نبود اومده بودم که غمم رو بگم اما نخواست اصلا نفهمید که از روی غصه بهانه گیر شدم و سریع محکومم کرد به درک نکردن و منفی فکر کردنم اگه هم بود کار داشت و من در حقش بی فکری کرده بودم باید همون قول و قرارم با دلم رو نمیشکستم ما باید با هم بمونیمو همو داشته باشیم داشتم بی معرفتی میکردم نه ولی زود گله کردی دلکم من که تنهات نذاشته بودم فقط میخواستم بدمت دست کسی که از تنهایی نجاتت بدم اگه نشد تو جای بهتری داره میارمت پیش خودم که تا ابد با من باشی و براش آرزو میکنیم هر چی ارزوی خوبه مال تو.....هر چی که خاطره داری مال من اون روزهای عاشقونه مال تو....این شبهای بیقراری مال من منم ...... حسرت با تو ما شدن..... تویی و بدونه من رها شدن.... آخر غربت دنیاست مگه نه ...... اول دوراهی آشنا شدن تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود.......دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا اما بیدارمو بی تو .... مثل تو تنهای تنها......................... و فراموش میکنیم هر چی غم هر چی گلای پرپر هر چی که تو قصه ها بود آخه لیلی و مجنون جاشون اون جا بود Image and video hosting by TinyPic
 
الهی باشم ان روزی که مولا باز گردد
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
خوشا آن روزی که مــولا بازگردد انـــا المهدی طنین انداز گردد بیا غیر از تو ما منجی نداریـــــم اگر آیی دگـــر رنجی نداریـــم پس از حیدر عدالت رخت بربست بیا برگیر تیغش در کف دست الهی باشم ان روزی که مولا باز گردد Image and video hosting by TinyPic
 
گاهگاهی دل ما را دریاب
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب جان به لب آمده از درد - خدا را دریاب اگر از دولت وصل تو مرا نیست نصیب گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب به امیدی به سرکوی تو روی آوردیم شهریارا به در خویش گدا را دریاب دل ما را به شب هجر فروغی بفرست شبرو وادی اندوه و بلا را در یاب سنگها می خورم از دست جنون دل خویش من دیوانه انگشت نما را دریاب به وفاداری تو شهره شهرم ای دوست ز وفا معتکف کوی وفا رادریاب سالهارفت که ازجام محبت مستم من دردی کش صهبای ولا را دریاب کاروان رفت و من از همسفران دورم دور منِ از قافله شوق جدا را دریاب راه باریک و بسی پر خطر و تاریکست سببی ساز و در این مهلکه ما را دریاب تا دلم بار غم عشق به منزل فکند شهسوارا من افتاده ز پا را دریاب تافغان دل غمدیده ما را شنوی نازنینا سحری باد صبا را دریاب دوش رویای لب نوش تو با من می گفت کای شهید غم من آب بقا را دریاب سوی پروانه نظر کن که دعا گوی تو باد گنه آلوده خود را به مدارا دریاب Image and video hosting by TinyPic
 
از یه عزیز مهربون
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic برایش می نویسم دنیا پر از رنجه پر از رنگای بی رنگ اگه رنگی اگه رویا اگه دنیای تو با ماست خدا نگهداره ماهاست
 
رویت هلال ماه
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic عکس زیبای هلال رمضان 1425 در آسمان اصفهان - ارسال شده توسط آقای احمدرضا کریم Image and video hosting by TinyPic عکس زیبای هلال رمضان 1425 در آسمان شهر جدید صدرا - شیراز ، گرفته شده توسط آقای احمد کریمی Image and video hosting by TinyPic گزارش آقای رضا محمدی پور ، صفا شهر – استان فارس (گزارش تلفنی)
 
دلا مهمان خدایی
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic
 
رمضان ماه خدا
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
- فضیلت ماه رمضان رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم را راهنما و[ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از باطل است . سوره مبارکه بقره آیه 185 درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود. پیامبر اکرم (ص) بدبخت واقعی کسی است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود . پیامبر اکرم (ص) رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند . پیامبر اکرم (ص) خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند . امام حسن (ع ) Image and video hosting by TinyPic 2 -روزه ای مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پیشینیان شما مقرر شده بود ، شاید که پرهیزگار شوید . تحف العقول ص 236 روزه سپری است در برابر آتش پیامبر اکرم (ص) برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است . پیامبر اکرم (ص) روزه بگیرید تا تندرست باشید . پیامبر اکرم (ص) روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا خوردن امام علی (ع) 3 -تلاوت قرآن کسانی که کتاب [ آسمانی ] را به آنها دادیم ،[و] آن را چنان که شایسته آن است می خوانند ، ایشان اند که به آن ایمان دارند . سوره مبارکه بقره ، آیه 121 در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید . پیامبر اکرم (ص) هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید ، قرآن بخواند . پیامبر اکرم (ص) از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زیرا قرآن دل را زنده می کند و از فحشا وزشت کاری وستم بازمی دارد . پیامبر اکرم (ص) Image and video hosting by TinyPic 4- دعا واستغفار دعای روزه دار ردّ نمی شود . پیامبر اکرم (ص) خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهای آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ». پیامبر اکرم (ص) ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است . پیامبر اکرم (ص) ماه خدا به سوی شما روی آورده است ... جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد کنید . پیامبر اکرم (ص) دعای شما در این ماه به اجابت می رسد . پیامبر اکرم (ص) بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا . امام علی (ع) در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود . امام سجاد (ع) Image and video hosting by TinyPic 5- شب های قدر هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود . پیامبر اکرم (ص) هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود . پیامبر اکرم (ص) قلب ماه رمضان شب قدر است . امام صادق (ع) هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است . امام صادق (ع) مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ] امضا می شود . امام صادق (ع) برپایی ماه مبارک رمضان در آمریکا Image and video hosting by TinyPic هنگامیکه با فرارسیدن ماه رمضان فصل تعمق و خودگرایی و جشن نیز آغاز می شود، مسلمانان آمریکا نیز مانند تمام مسلمانان دنیا جهت برگزاری مراسم ماه رمضان در شهرهای بزرگ و کوچک در مساجد و خانه ها گرد هم می آیند. خانواده ها از فروشگاه های حلال خرید می کنند، تدارک غذای افطار می بینند، با هم نماز می خوانند و با هم افطار می کنند. دوستان در مسجد برای نماز و قرائت قران جمع می شوند. مخالفت ها و ناسازگاری ها با رفاقت و دوستی جایگزین می شوند. جامعه آمریکا ماه مبارک رمضان را با احترامی یکسان با بسیاری دیگراز جشنهای مذهبی، که همه متشکل گستره وسیع معنوی و روحانی ایالت متحده می باشند، محترم می شمارد.
 
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
نوایی نوایی نوایی نوایی همه باوفایند تو گل بی وفایی غمت در نهانخانه دل نشیند بنازی که لیلی به محمل نشین به دنبال محمل سبکتر قدم زن مبادا غباری به محمل نشیند مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زبامی که برخاست مشکل نشیند بنازم به بزم محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند به پاگر خلد خار آسان بر آرم چه سازم به خاری که بر دل نشیند به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریه ام ناقه در گل نشیند خوشا کاروانی که شب را ه طی کرد دم صبح اول به منزل نشیند نوایی نوایی نوایی نوایی آی نوایی نوایی همه باوفایند تو گل بی وفایی الهی برافتد نشان جدایی جوانی بگذرد تو قدرش ندانی Image and video hosting by TinyPic
 
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
حافظ ار گفت "که فردوس برین جایم بود" به خطا گفت که بالاتر ازآن جایم بود من وجودی نزه ازآتش و باد و خاکم گرچه در کون مکان پای به بند خاکم خاک و آب و همه آتش ز هنر زنده شدند چون به مجموعه دمیدم همه ارزنده شدند خاک آن مادر گیتی زسر لطف همه زنده کند چون در آن آب نگیرند که را زنده کند ؟ آب هرجاکه رسد مایه ی آبادانیست چون که از حد گذرد مایه ی هر ویرانیست آتش گرم چوکه نزدیک شوی سوزنده ست گرچه در فصل زمستان همه از اوزنده ست باد چون دردل آتش بوزد گر گیرد لیک اگر باد مخالف بوزد بر گیرد پس همه کار جهان ره ز تناسب گیرد هنر آنست که کس راه مناسب گیرد Image and video hosting by TinyPic
 
چقدر دلگیرم از گوشه کنایه
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
من از دست تو بردم شکایت به قناری که من آواز عشقم ولی باور نداری من از دست تو بردم شکایت به ستاره که تو چشات نداری برام یه تک اشاره شکایت رو شکایت رو شکایت از اینجا شا کیم تا بی نهایت گلایه رو گلایه رو گلایه چقدر دلگیرم از گوشه کنایه .... Image and video hosting by TinyPic
 
غم تو ....
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
غم هجران تو را چاره و درمان چه کنم همه روز و همه شب دیده ی گریان چه کنم ای که آرامش جان در گروی روی تو بود رفتی و بی تو بر این حال پریشان چه کنم تن من نی شد و شد نغمه ی دل بی تو حزین وای بر من تو بگو با نی نالان چه کنم کس ندانست که چه بگذشت میان من و تو بی تو در انجمن این همه نادان چه کنم؟ زردی صورت اگر سرخ شد از سیلی دست چاره ی این همه بیتابی پنهان چه کنم؟ دل چرا بردی اگر قصد سفر بود تو را؟ دل حلالت تو بگو با تن بی جان چه کنم؟ Image and video hosting by TinyPic
 
کاش...
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
کاش با اندیشه ها بیگانه بودم کاشکی دیوانه دیوانه بودم کاشکی در رندی این مرد رندان چاره گر با چاره ای رندانه بودم کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد من جهانی می پسندم خالی از هر ناروایی دوست دارم زندگی را با صفای بی ریایی ... Image and video hosting by TinyPic
 
اقا کی میای ؟
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
آقا بیا به خاطر باران ظهور کن ما را از این هوای سراسیمه دور کن وقتی برای بدرقه ی عشق می روی از کوچه های خسته ی ما هم عبور کن افسرده ار هجوم هوس های عالمیم آقا دل شکسته ی ما را صبور کن آقا بیا به حرمت مفهوم انتظار اشعار ساده ی ما را مرور کن کی می رسد شبی که تو از راه می رسی این باغ های شب زده را غرق نور کن یا صاحب الزمان قدمت خیر ، العجل یعنی که ، ای تمام عدالت ظهور کن Image and video hosting by TinyPic
 
معتقدم
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

معتقدم هر انسانی اگه تلاش کنه میتونه بهترین و خوبترین انسان باشه اگه درست تفکر کنه و درست ماهیت واقعی خودشو بشناسه

معتقدم بعد از اراده حق تعالی قویترین و محکمترین اراده از آن انسان است و او میتواند سخترین کارها را با نیروی اراده خود انجام دهد اگه بخواهد و جز مرگ چیزی وجود ندارد که در برابر اراده انسان قد علم نماید

معتقدم تفکر و اندیشه درست و عمیقانه یکی از مهمترین راههای سازندگی انسان است

معتقدم ارزش انسانها به رنگ پوست و شغل و جایگاه اجتماعی و ثروتشون نیست بلکه فقط به کردار و اندیشه و انسان بودنشونه

معتقدم برای شناخت درست انسان باید اول خودمونو خوب بشناسیم.

معتقدم به هر چیز با ارزشی باید عشق ورزید و افتخار کرد

 

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

فکر کن
دمی
ببین چگونه همه از پیرامونت پراکنده میشوند
ببین روزی را که دیگر هیچ کس را نداری
همه دوستانت یا غمین از رفتار خصمانه تو رفته اند به گوشه ای
یا دشمنانی شده اند با اتش کینه و نفرت
فکرکن
لختی
که زبانت تورا تنهاترین میکند و اندیشه ای که همیشه حصار سیاهیها را درخود جای داده است
چرا اینهمه تلخ رفتاری
چرا اینهمه با همه سر جنگ داری
زندگی زیباتر از آن چیزیست که میبینی
فکرکن
چگونه میتوانی دیگران را دوست بداری
بگذار احساست هوایی بخورد
به عشق میدانی دور از تصورات سیاهت بده
بگذار امروز عشق راه را برایت روشن کند و نشان دهد
بگذار دوستیها تورا بالنده تر کند
فکرکن
به روزی که همه دور خواهند شد و از تو فرار خواهند کرد
فکرکن میتوانی دوباره شادی را مهمان دل خود و دیگران کنی
تنها اندکی فکرکن
تنها اندکی بی غرور بی هیچ ادعایی

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

خـسـته، افـتـاده ز پـا، آمده زانو مى زد

 

مـشـکلى داشت به آقاى خودش رو مى زد

مى چکید از سر و رویش عرق شرم به خاک

 

مـشـت هـا واشده و پنجه به گیسو مى زد

دامـنـى داشـت پر از خاطره تیره و تـلخ

 

دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو مى زد

هـمنوا با در و دیوار در آن عصمت محض

 

نـالـه یـا عـلـى و ضـجه یاهو مى زد

نـم نمک بارشى از مهر به جانش مى ریخت

 

کـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو مى زد

پـاک مـى شـد دلـش از غصه ناپاکى ها

 

خـادمى داشت در این فاصله جارو مى زد

فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز

 

شـعـله اى شعر که در آینه سوسو مى زد

 

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

هـر سـحر آفتاب من مولاست

 

همه شب ها شهاب من مولاست

به خراسان که جز کویرى نیست

 

عـلـت انـتـساب من مولاست

سـینه ام دست رد زعالم خورد

 

آن کـه داده جواب من مولاست

از هـر آن چه به عمر دل بستم

 

بـهـتـرین انتخاب من مولاست

ورشـکستم به دور از این درگاه

 

چـون تـمام حساب من مولاست

 

 

 

 


 
بالهای عشق
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست شعر زلال جوشش احساس های من از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست من در فضای خلوت تو خیمه می زنم طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست تا اوج ، راهی ام به تماشای من بیا با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست Image and video hosting by TinyPic
 
در انتظار
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
بارانی ام , بارانی ام , بارانی از آتش یک روح بی پروا و سرگردانی از آتش . این کوچه ها , دیوارها , اصلاً تمام شهر سوزان و من محبوس در زندانی از آتش . اهل غزل بودم ، خدا یکجا جوابم کرد با واژه ای ممنوع ، با انسانی از آتش . بی شک سرم از توی لاکم در نمی آمد بر پا نمی کردی اگر طو فانی از آتش . تا آمدی ، آتشفشانی سالها خاموش بغضش شکست و بعد شد طغیانی از آتش . کاری که از دست شما هم بر نمی آمد من بودم و در پیش رویم خوانی ازآتش . این روزها محکوم ِ اعدامم به جرم عشق در انتظارم بشنوم ، فرمانی از آتش
 
در انتظار
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
بارانی ام , بارانی ام , بارانی از آتش یک روح بی پروا و سرگردانی از آتش . این کوچه ها , دیوارها , اصلاً تمام شهر سوزان و من محبوس در زندانی از آتش . اهل غزل بودم ، خدا یکجا جوابم کرد با واژه ای ممنوع ، با انسانی از آتش . بی شک سرم از توی لاکم در نمی آمد بر پا نمی کردی اگر طو فانی از آتش . تا آمدی ، آتشفشانی سالها خاموش بغضش شکست و بعد شد طغیانی از آتش . کاری که از دست شما هم بر نمی آمد من بودم و در پیش رویم خوانی ازآتش . این روزها محکوم ِ اعدامم به جرم عشق در انتظارم بشنوم ، فرمانی از آتش Image and video hosting by TinyPic
 
پشت پنجره می آیم
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
هــی پـشـت ِ پـنـجــره می آیـم شـایـد ، نـشــانـی از تـــو بـجــویــَم هــی پـشت ِ پنجـــره می آیم شاید ، شـمـیـم ِ پـیـرهـنـت را کالسـکـه ی نـســیــم ، فـرو آرَد ... هــی چـشـم ِ خـود ، بـه جــادّه می دوزم زان دور دست ِ سـاکـــت و وَهــم آلـــود گــــرد و غـبــار ِ پــای ِ ســـواری نیـسـت ؟ آیـــا ، کبــوتــر ِ صـحـرایــی زانـســوی ِ ابــری ِ بــارانــی مـکـتــوب ِ یــار ؛ نـیـاورده ســت ؟ ..... هــی پشـت ِ پـنجــره می آیم هـی پـشـت ِ پنجــره می آیـــم ... Image and video hosting by TinyPic در من ترانه های قشنگی نشسته اند انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان حالا به من رسیده و در من نشسته اند ... من باز گیج می شوم از موج واژه ها این بغضهای تازه که در من شکسته اند من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند
 
آن دم که با توام
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
ای آنکه زنده از نفس توست جان من آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب می‌ریزد آبشار غزل از زبان من آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم زان روشنی که کاشتی ای باغبان من! با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟ خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من Image and video hosting by TinyPic
 
با من این گونه تا مکن
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن موهات را ببند دلم را تکان نده در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن من در کنار توست اگر چشم وا کنی خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن امشب برای ماندنمان استخاره کن اما به آیه های بدش اعتنا نکن.... Image and video hosting by TinyPic
 
برای تو می نویسم بهار من
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

چشاتو وا نکن  اینجا ،  هیچ چی دیدن نداره

صدای  ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره

توی آسمونی که کرکسا پرواز می‌کنن

دیگه هیچ شاپرکی ، حس ِ پریدن نداره

دستای نجیب ِ باغچه ، خیلی وقته خالیه

از تو گلدون ، گلای کاغذی چیدن نداره

بذا باد بیاد ، تموم ِ دنیا زیر و رو بشه

قلبای آهنی که ، دیگه تپیدن نداره

خیلی وقته ، قصه ی اسب ِ سفید ، کهنه شده

وقتی که آخر ِ جاده‌ها رسیدن نداره

نقض ِ قانون ِ آدم‌بزرگا جـُرمه ، عزیزم

چشاتو وا نکن ، اینجا هیچ چی دیدن نداره

 

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

 

گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من

باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نا مهربان من

هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت

پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من

این جمله که برای بیانش به چشم تو

افتـاده است باز به لکنـت ،  زبان من

آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای

دیگر رسیـده کارد  ، بر این استـخوان من

نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی

این یک تراژدی ست ـ غم  ِداستان من

یک شب بیا و ضامن  ِ من باش  نازنین !

وقتی دخیـل  ، بستـه به تو آهوان ِ من

دل بــرکن و به شهـرِ دل  ِ من بیا عزیز!

زخـم زبان مردم  ِ چشـمت  ، به جان ِ من

باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم

آخر رسیـده است به پایـان  ، زمان من

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

بار ِ دلــتـنگـیـت ُ  بستی ، دیگه وقت رفتنه

داری میری و فقط خاطره هات سهم منه

دلم از حادثه خونه ،  چشام از خاطره خیس

دوس داری برو ولی نامه برامون بنویس

                 *

به تو می رسم اگه موج  ِ مسافر بذاره

 اگه دلبستگیــا  لحظــه ی آخـــر بذاره

به تو می رسم به تو  پولک نقره کوب ماه !

به تو می رسم به تو طلای این شب سیاه !

به تو می رسم به چشم  ِ انتظاری که داری

به تو می رسم به آغوش  ِ بهاری که داری

به تو که آینه ها محو تماشات می شدن

شبای تیره  چراغونی  ِ چشمات می شدن

             *

می تونی  دل  بـِکــنـــی تا ته ِ  دنیا برسی

امروزُ رها کنی تا خود  ِ فردا برسی

می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی

می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی

می تونی تو چار دیوار ِ غربت  ِ دنیا بری

می تونی هر جا بمونی ،  می تونی هرجا بری

امّا هرگـــز نمی تونی غمُ تنها بذاری

تو مســــافری نمی شه غربتُ جا بذاری

خاطرت هرجا که باشی بازم اینجا می مونه

تا ابد غصه ی غربت  ، تو دلت جا می مونه

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

 

مخواه از رخ ماهت نگاه بردارم

مخواه چشم بپوشم ، مخواه بردارم

اگر به یـُمن ِ قدمهای مهربانت نیست

بگو که سجده از این قبله گاه بردارم

مگر بهشت نگاه تو عاشقم بکند

که دست از سر ِ نقد  ِ گناه بردارم

گناه  ِ هرچه دلم بشکند به گردن توست

گناه  ِ هر قدمی اشتباه بردارم

تو قرص ماهی و  من کودکی که می خواهم

به قدر کاسه ای از حوض ِ  ماه بردارم

بیا که چشم ِ جهانی هنوز منتظر است

بیا که دست از این اشک و آه بردارم

 

Image and video hosting by TinyPic

 

از کوچه پرسیدم نشانت را نمی دانست
آن کفشهای مهربانت را نمی دانست
 
 
رنجیده ام  از آسمان ،  قطع امیدم کرد
دنباله  ی رنگین کمانت را نمی دانست

اینگونه سیب سرخ هم از چشمم افتاده ست 
شیرینی اش ،  طعم لبانت را نمی دانست
 
قیچی شدم ،  بال و پرم را یک به یک چیدم
ســـَمت ِ وسیع ِ  آسمانت را نمی دانست

لای ورقها  ، نامه ها  ، دفترچه ها   گشتم
حتی کتابی داستانت را نمی دانست

 

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

چشمک بزن چراغ  ِ خیابان  ِ عاشقی !

در بهت ِ  چشم  ِمرغ  ِغزلخوان ِ عاشقی

 

شاید بهار هم  ، شبی از دوردست  ِخویش

تن در دهد به سوز ِ زمستان  ِ عاشقی

 

قدری بخند در شب دلگیر ِ  چشم من

برقی بزن ستاره ی خندان عاشقی !

 

عیسی بیا که وقت دمیدن رسیده است

بر پیکر ِ  الهه ی بی جان عاشقی

 

اینجا نشسته ام و تنم شسته می شود

با بغض های ابر ِ  بهاران ِ عاشقی

 

گاهی نظر به چشم  ِ پر از شور ِ زندگیت

گاهی به سوی قبر ِ شهیدان ِ  عاشقی

 

در خواب ِ  گریه های خودم غرق  می شوم

این رعد و برق هرشب و باران  ِ عاشقی

 

ای کاش بعد  ِ مـُردن  ِ من  ، دوستان  ِمن

دفنم کنند در غزلستان  ِ عاشقی

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 
کاش می شد
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت Image and video hosting by TinyPic
 
نگاه بارانی
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
همیشه، بارانی ترین نگاه هایم را برای تو کنار گذاشته ام و آبی ترین لحظه هایم را با خیال حضور تو به دست باد سپرده ام همین فردا که بیدار شوم وقت نگاهت،زمان ترانه ی دلتنگی آسمان جشن می گیرم شاید آشنایی ها را تجربه کنم... Image and video hosting by TinyPic
 
نیمه جان
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
نیمه جانی دارم و آن را فدایت می کنم اشکـهای دیدگانـم را عـطایت می کنم خوبـرویان گرچه مشهورند در دلـدادگی من ولی از جـمله خوبان جدایت می کنم تو چو شیرینی و من با تیشه عشقت شبی بیستون سینه ام را خاک پایت می کنم چـشـمـهای مـن غـریـق اشک تو شد با تمام خستگی هایم صدایت می کنم نازنینا! زندگی را بهر چشـمـت باخـتم باز هر لحظه و هر دم دعایت می کنم Image and video hosting by TinyPic
 
چشمهای منتظر
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده ، پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس . یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده... چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس . یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده... تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی! یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه... غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده... تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی! یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه... غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده... Image and video hosting by TinyPic
 
ادامه خاطرها ی مهاجر
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
با این که خیلی طول کشید ولی شنیدنیه حتما اونهایی که دنبال میکنن بخونن سعی میکنم از این به بعد زود به زود ادامشو بذارم تا اونهایی که دنبال میکنن خیلی خسته نشن و فکر نکنن که سرکاریه
 
ز چشم یار .....
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

                          روزگاری شد ز چشم معرفت افتاده ایم

چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده ایم

  دست رغبت کس نمی سازد به سوی ما دراز

  چون گل پژمرده بر روی مزار افتاده ایم

  همچو گوهر گر دلمان از سنگ گردد دور نیست

دور از مژگان ابر نو بهار افتاده ایم

 

Image and video hosting by TinyPic