تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

یکE- mail از طرف خدا
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

  یکE- mail   از طرف خدا 
  
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند  
 
کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی  
مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر  
 
شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار  
مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که  
از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن  
کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم  
که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون  
 
خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید  
که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم  
تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را  
جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم  
صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت ن  
کردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ،  
به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای  
 
کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور  
با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا  
گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منت  
ظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را  
 
برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی ...  
   
دوست و دوستدارت:خد ا

Image and video hosting by TinyPic


 
دارم سوالی ای خدا
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دارم سوالی ای خدا
ای آشنا با فکر ما

وی قادر قدرت نما
چون می نوشتی این سرنوشت ما خاکیان را
قسمت چه کردی از ملک هستی افلاکیان را

ای داور عرش آفرین
صورتگر فرش زمین
وی مالک ملک یقین
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را
یک یک ببینم هم ثابت و هم سیارگانت را

باید سیاحتها کنم در زهره و در مشتری،
شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان، در دل آن اختران
ز آنچه می جوید بشر ذره ای یابم نشان
شاید آنجا زندگی، دور از این غوغا بود
معنی صلح و صفا بلکه در آنجا بود

جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان
با شهپر اندیشه ها بر قله ی عرشم رسان

دارم سوالی ای خدا
ای آشنا با فکر ما

                                 وی قادر قدرت نما
                 چون می نوشتی این سرنوشت ما خاکیان را

                 قسمت چه کردی از ملک هستی افلاکیان را

Image and video hosting by TinyPic


 
تو شاهدی ای غم
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

میان جمعم من ولی دلم تنهاست
لبم چو گل خندان دو دیده ام دریاست

لب از برون خندد دل از درون گرید
به برق چشمانم نشان غم پیداست

تو شاهدی ای غم

چگونه میخندد گلی که پژمرده
دل من از آن گل که از جفا مرده

ز من چه میپرسی که از چه مینالم
همیشه میگرید دلی که افسرده

تو شاهدی ای غم

Image and video hosting by TinyPic


 
عشق چیست؟
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

پرسیدم : هنگام غروب ، خورشید چرا زرد رنگ است؟

 گفت: از بیم جدایی.

خورشید،با همه ی درخشندگی در پایان هر روز، ناپدید

میشود و جای خود را به تاریکی میدهد. ولی آفتاب

عشق، جاودانه در آسمان دل میدرخشد و جان میبخشد و

 این روزی است که شبی به دنبال ندارد.

پرسیدم : عشق چیست؟

گفت : آتشی است .

گفتم: مگر آن را دیده ای؟

گفت: نه در آن سوخته ام.

عشق را با تمام وجود فریاد بزن تا به جهانیان ثابت کنی

که تمام مسیرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال نمی

 باشد.

به کوه گفتم: عشق چیست؟

لرزید.

به ابر گفتم: عشق چیست؟

بارید.

به باد گفتم: عشق چیست؟

وزید.

به پروانه گفتم: عشق چیست؟

نالید.

به گل گفتم: عشق چیست؟

پر پر شد.

به انسان گفتم: عشق چیست؟

اشک از دیدگانش جاری شد و گفت: دیوانگیست

Image and video hosting by TinyPic


 
تملک در عشق کشنده است
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

  امروز برای خیلی ها غوغای عشق بازیست

امروز طراوت عشقی رو در دلها و بر نم چشمها

 میشه احساس کرد که از جنس خاک نیست

امروز یکی از زیباترین جلوه های عشق تظاهر میکند

و مردی و مردانگی با عشق عجین میشود

امروز زمزمه های دلدادگی طنین انداز است

و همهمه شوق بر فضا حاکم

عطر خوشبوی محبت همه را مست میکند

و رازهای عشق همه را مدهوش

باشد از این خوان عشق نصیبی ببریم

                          ان شاالله

Image and video hosting by TinyPic

تملک در عشق کشنده است

به محض آنکه معشوق را مالک شوی آنرا کشته ای .

خیلی ها عشق را با دستان خود کشته اند .

دستان بسیاری از انسانها به خون عشقشان آغشته است

آنها اکنون به سوگ عشق خویش نشسته اند .

آنان نمیخواستند که اینطور بشود اما با نادانی خویش قصد تملک عشقشان را کردند و آنرا ازبین بردند .

آنها نمیدانستند که عشق اسارت   را بر نمیتابد . نمیتوان مالک همسر شد ،نمیتوان مالک فرزند شد نمیتوان مالک شاگرد شد، نمیتوان مالک مردم شد ... هیچ چیز به اندازه حس تملک دشمن عشق نیست .

   Image and video hosting by TinyPic


 
عید غدیر و شب یلدا مبارک
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

سلام

عید رو به همتون تبریک میگم

یه عزیزی برام نوشت

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قدر یه دنیا

توی این شبهای سرما

یادتون همیشه با ما

دل خوش باشه نصیبت

غم بمونه واسه فردا

 Image and video hosting by TinyPic


 
حق داری باور نکنی که من چقدر دوست دارم
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

  بیا کمی اشتباه کنیم من اشتباهی عاشقت می شوم

و تو اشتباهی دلت را به من می دهی

من چشمهایت را می ستایم و تو شعر هایم را

بیا کمی گناه کنیم

من تو را می بوسم

و تو چون پیچکی سر سخت در من می پیچی

بیا کمی دروغ بگوییم

من دوستت دارم

و تو حتمآ عاشق من هستی

بیا کمی آدم کش باشیم

من خودم را برای تو می کشم

و تو خودت را برای من

بیا من و تو بد باشیم

اشتباه کنیم

گناه کنیم

دروغ بگوییم

آدم بکشیم

و بعضی وقت ها

                                        زندگی کنیم

Image and video hosting by TinyPic

حق داری باور نکنی که من چقدر دوست دارم

می خوام که تا آخر خط پیشت بمونم و نرم

خوب می دونم راست و دروغ فرقی برات نمی کنه

تو شهر تردیدی یه وقت به پات نشینم و برم

اونوقت بمونی با دلی شکسته از یه عشق نو

نتونی طاقت بیاری بشی گرفتار جنون

بمونی با دنیایی از خاطره های خوب و بد

با بیکسی تو شهر عشق با گریه های بی امون

اما بدون دلبر من تموم فکرت اشتباست

تو عشق من دو رنگی نیست یه عشق پاک و بی ریاست

می خوام که باور بکنی هر چی می گم حقیقته

واسه دل عاشق پیشه ام یه نیم نگات غنیمته

می خوام فقط بدونی که عشقت همیشه با منه

این عاشقت نمی تونه ساده دلت رو بشکونه

می خوام که باور بکنی هر چی می گم حقیقته

واسه دل عاشق پیشه ام یه نیم نگات غنیمته

     Image and video hosting by TinyPic


 
خدایا به من بگو که هستم
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

خدایا به من بگو که در این روزهای پی در پی که هر لحظه اش با لحظه دیگر فرقی ندارد به دنبال چه هستم؟ چه را می جویم و که را ؟

آیا می توان از او که همانند منش آفریدی و چون من جز اندیشه خود خواهی در سر ندارد طلب یاری کرد؟ به من بگو که در تنگنای کدامین پس کوچه این شهر نوری از تو می توان دید ؟ به من بگو که چگونه می توانم جز خودم هیچ کس نباشم آنگاه که همه چشمها به سویم خیره گشته است ؟ اگر هنوز هم به من می نگری ، اگر هنوز هم دستهایم در لابلای نوازش دستهای بزرگت گم می شوند ، مرا در آغوش بگیر و بگو که تنها نیستم . مرا در عمق وجودت گم کن تا ایمان بیاورم که ذره ای ار آن عظمت و مهربانی راستین که در وجودت هست به من بخشیده ای ! من برای آن لحظه که تو را با همه وجودم حس می کنم جان می دهم و از هرچه غیر توست جدا می شوم !

تو را به حرمت قداست همه اشکهایی که پاک و بیگناه در حضور چشمانت

ریخته شد ، به من بگو که هستم

 

 

به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت

خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک

ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان

 بلکه از ته قلب نازنینت بگو: یادت به خیر

 

توی سرمای زمستون           رو بخار پشت شیشه

 

اسمتو نوشتم اما                می دونم بی تو نمیشه

 

***

می دونم که با تو بودن         یه هوای دیگه داره

 

این دل عاشق و تنها               طاقت دوری نداره

 

***

همه ی شعرامو خوندم            که تو برگردی دوباره

 

آخه این دلم به جز تو           هیچ کسی رو دوست نداره

 

***

کاش می شد خاطره هامون        دوباره مثل همیشه

 

تازه شن تو فصل سرما             رو بخار پشت شیشه

 

***

هنوزم دلخوش و شادم              به شمردن دقایق

 

که یه روز بیای  کنارم              اینه آرزوی عاشق

 

 

 

 

در دل شب دعای من گریه ی بیصدای من

بانگ خدا خدای من به خاطر تو بود و بس

پاکی لحظه های من گریه ی های های من

گوهر اشکهای من به خاطر تو بود و بس

این همه بی پناهیم این همه سر به راهیم این همه بی گناهیم

غصه به جان خریدنم از همه کس بریدنم زخم زبان شنیدنم

به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود و بس

رو به خدا نشستنم نذر و دخیل بستنم

سوز من و گداز من اشک من و نیاز من

به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود و بس

 

 

قسم به عشقمــــــون قسم   همش برات دلواپســــم

 

قرار نبــود اینجوری شه  یه هو بشی همه کســــم

 

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شــدم

 

شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.

 


 
خداوندا مرا شاید امتحان کردی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

خداوندا مرا شاید امتحان کردی
که در دنیا رهایم بی ‌هم‌زبان کردی
اگر دردم دادی توانم ده
گران‌بارم صبر گرانم ده
به خاکت افتادم امانم ده
چه خواهی از من ای غم
چه طرفی از هستی بردم
که می‌بندی راهم هر دم
خداوندا سوزی به جانم ده
دلی فارغ از این جهانم ده
به خاک افتادم من امانم ده

Image and video hosting by TinyPic

اسیر بند محبت گرفته خو به غمت


چنان که سینه سپردم به خنجر ستمت


نباد جای تو خالی میان خاطره‌ها


همیشه بر دل من باد سایه‌ی قدمت


مرا به وصل و به هجران سر تمنا نیست


سر رضای توام تا کی کند کرمت


در آتش دلم ای چشمه‌ی امید بجوش


که جان و دل نسپارم به چشمه ‌سار غمت


به مهر و آشتی‌ات خسته‌خاطرم چه کنم


ز فتنه ‌های زیاد و به لطف‌های کمت

 

 

مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا


درس غم داد در این مدرسه استاد مرا


آنچه می‌خواست دلم چرخ جفا پیشه نداد


آنچه بیزار از آن بود دلم داد مرا


دل من پیر شد از بس که جفا دید و جفا


ندهد سود دگر قامت شمشاد مرا


غم مگر بیشتر از اهل جهان بود که چرخ


دید و سنجید و پسندید و فرستاد مرا


در دلم ریخته بس برسر هم غم سر غم


دل مخوانید خدا داده غم آباد مرا


یک دل و این همه آشوب و غم و درد عماد


کاشکی مادر ایام نمی‌زاد مرا

 

 

Image and video hosting by TinyPic

  گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست
ور چه براند هنوز روی امید از قفاست
با همه جرمم امید، با همه خوفم رجاست
گر درم ما کم‌است، لطف شما کیمیاست

الهی
ان اخذتنی بجرمی، اخذتک بعفوک
و ان اخذتنی بذنوبی، اخذتک بمغفرتک
و ان ادخلتنی النّار، اعلمت اهلها انّی احبّک

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic
 
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم‌های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایا بی پناهم، ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناهست ببین غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده‌ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به باغ غمت رها در کهکشانها

چو نیلوفر عاشقانه چونان می‌پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد ؟!
به آه و زاری اگر نپذیری شکست دلم را دگر که پذیرد ؟!

Image and video hosting by TinyPic
 
سوالی از مادر ...............
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

یک پسر کوچک از مادرش پرسید چرا گریه میکنی؟ مادرش به او گفت چون من یک زن هستم پسر بچه گفت من نمیفهمم . بعد ها پسر

کوچک از پدرش پرسید چرا مادر بی دلیل گریه میکند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید تمام زنها برای همه چیز گریه میکنند. پسر کوچک

بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمیدونست چرا زنها بی دلیل گریه میکنند. بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح کرد و

مطمئن بود که خدا جواب را میداند. او از خدا پرسید چرا زنها به آسانی گریه میکنند؟ خدا فرمود: زمانی که زنها را خلق کردم میخواستم که او

موجود به خصوصی باشد. بنابراین شانه های اورا آنقدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بکشد و همچنین شانه هایش آنقدر نرم باشد که به بقیه

آرامش بدهد. من به او یک نیروی درونی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد. و وقتی که آنها بزرگ شدند توانایی

تحمل بی اعتنایی آنها را نیز داشته باشد. به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن نا امید شده اند او تسلیم نشود. و همچنان پیش

برود .به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون آنکه شکایتی بکند. به او عشقی دادم که در هر

شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد. حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از

تقصیرات او بگذرد. همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد و به او این شعور را دادم که درک کند : یک شوهر خوب هرگز به

همسرش آسیبی نمیرساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را می آزماید. و به او این توان را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با

وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند. ( و در آخر به او اشکهایی دادم که بریزد ) این اشکها فقط مال اوست. در هر زمانی که به آنها نیاز

داشته باشد او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح بدهد چرا اشک میریزد. خدا فرمود : میبینی پسرم! زیبایی یک زن در لباسهایی که میپوشد و در

ظاهر او نیست. در شیوه آرایش موهایش نیست بلکه زیبایی یک زن در چشمانش نهفته است. زیرا چشمهای او دریچه روح و قلب

اوست" جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد .

 

Image and video hosting by TinyPic
 
یکی بود یکی نبود
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

یکی بود . یکی نبود .

یه روز یکی بود من دوستش داشتم

اون منو دوست نداشت

یه روز یکی بود من رو دوست داشت

برای من مهم نبود

یه روز یکی بود  براش مهم بودم

من نمی دیدمش

یه روز یکی بود منو نمیدید

من بهش علاقمند بودم

یه روز یکی بود باهاش رو راست بودم

اون با من نبود

یه روز یکی بود با من روراست بود

من باهاش نبودم

یه روز یکی کار بدی کرد

من نبخشیدمش

یه روز بخشیدم که

من کار بدی کرده بودم

اون منو نبخشید

یه روز یکی بود با من حرف می زد

من حوصله نداشتم

یه روز یکی بود از نبودنش حوصلم سر می رفت

اون منو نمی خواست

یه روز یکی بود منو می خواست

منم اونو می خواستم

یکی دیگه بود که اینو نمی خواست

یه روز یکی بود که هر دوتامون هم دیگر رو دوست داشتیم مشکلی هم نبود اما

زبون همو نمی فهمیدیم

یه روز یکی بود فکر می کردیم از هم خوشمون میاد ، اینطور نبود

یه روز یکی بود فکر می کردیم از هم خوشمون نمیاد ... بازم اینطور نبود

خلاصه که ...

یه روز یکی بود ... یه رو یکی نبود

Image and video hosting by TinyPic
 
ای خدا
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

درشهرعشق قدم میزدم گذرم افتاد به قبرستان عاشقان خیلی تعجب کردم تاچشم کارمی کردقبربودپیش خودم گفتم یعنی این قدرقلب شکسته وجودداره؟یکدفعه متوجه قلبی شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهای روی قبرراکنارزدم که براش دعاکنم وای چی میدیدم باورم نمیشه اون قلبه همون کسیه که چندساله پیش دله منو شکسته بود(ازهردست بدی ازهمون دست میگیری).

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic
 
بی تو دنیا بر سرم آوار شد
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic

                      بی تو دنیا بر سرم آوار شد

بین ما هر پنجره دیوار شد

آنکه اول نوش دارو می نمود

برلب ما زهر نیش مار شد

درد ما در بودن ما ریشه داشت

رفتن و مردن علاج کار شد

عیب از مابودن از یاران نبود

تا که یاری یار شد بیزار شد

عاقبت با حیله سودا گران

عشق هم کالای هر بازار شد

آب یکجا مانده ام دریا کجاست؟

مردم از بس زندگی تکرار شد

 

 

Image and video hosting by TinyPic

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

 

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری

 

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

 

بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

 

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

 

می سوزونه گاهی قلب وزهر تلخ بعضی حرفا

 

خیلی سخته اون کسی که اومدوکردت دیوونه

 

هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

 

خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم شه

 

نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

 

خیلی سخته اون کسیکه گفت واسه چشمات می میره

 

بره و دیگه سراغی ازتو و نگات نگیره

 

خیلی سخته نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

 

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفرشه

 

تازه فردای همون روزدوست عاشقش خبر شه

 

خیلی سخته که دلی روبا نگات دزدیده باشی

 

وسط راه اما ازعشق،یه کمی ترسیده باشی

 

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی

 

ازخودت می پرسی یعنی،میشه اون بره زمانی؟

 

خیلی سخته توی پاییزباغریبی آشنا شی

 

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی

 

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

 

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه

 

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

 

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

 

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

 

چقدر از گریه اون شب،چشم تو سرش شلوغه

 

خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت

 

اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

 

خیلی سخته بودن تو واسه اون بشه عادت

 

دیگه بوسیدن دستات واسه اون بشه عبادت

 

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی

 

تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

 

خیلی سخته اونکه دیروز واسش یه رویا بودی

 

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

 

خیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره

 

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روزشددوباره

 

خیلی سخته که من و تو همیشه باهم بمونیم

 

آنقدرعاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

باز امشب ای ستاره تابان نیامدی

 

باز ای سپیده شب هجران نیامدی

 

شمعمم شکفته بود که خندد به روی تو

 

افسوس ، ای شکوفه خندان نیامدی

 

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

 

باز امشب از دیچه زندان نیامدی

 

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز

 

چون سر گذشت عشق به پایان نیامدی

 

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

 

افسوس ، ای غزال غز لخوان نیامدی

 

خوان شکر به خون جگر دست می دهد

 

مهمان من ، چرا به سر خوان نیادی؟

 

گیتی متاع چون مَنَش آید گران به دست

 

اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

 

صبرم ندیدهای که چه زورق شکسته ای ست

 

ای تخته ام سپرده به طوفان ، نیامدی

 

در طبع شهریار ، خزان شد بهار عشق

 

زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

 

Image and video hosting by TinyPic
 
بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم ،


بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزم تویی ،


نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیلی خوش تر از خوابی ،


اگه یه روزی چشمات پر از اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی ، صدام کن


، بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم ،


اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی ، صدام کن قول میدم ساکت

بمونم


، اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی


خرابه ی وجود توست

کنی ، صدام کن ، قلبم تنها

Image and video hosting by TinyPic


 
جملات کوتاه و جالب
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

جملات کوتاه و جالب

 

 

 

Prayer is not conquering God’s reluctance but taking hold of God’s willingness.

دعا غلبه بر مخالفت خدا نیست بلکه دستیابی به رضایت اوست.

 

Prayer is not conquering God’s reluctance but taking hold of God’s willingness.

دعا غلبه بر مخالفت خدا نیست بلکه دستیابی به رضایت اوست.

Love is the highest gift of GOD.

عشق والا ترین هدیه خداوند است.

GOD heals, and doctor takes the fee!

خدا شفا می دهد و پزشک حق ویزیت می گیرد!

Man is certainly stark mad; he cannot make a worm, yet he makes gods by the dozens!

انسان واقعاً دیوانه است؛ یک کرم هم نمی تواند بسازد اما ده ها خدا می سازد.

Every happening great and small, is a parable whereby GOD speaks to us, and the art of life is to get the message.

هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است برای آنکه خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت پیام است.

The nearer the soul is to GOD, the less its disturbances since the point nearest the circle is subject to the least motion.

هر چه روح به خداوند نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است. زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره کمترین تکان را دارد.

GOD, often in his wisdom , sends his angels down to walk with us. We know them best as friends.

معمولاً خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند.ما آنها را به صورت دوستانمان می شناسیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برخی از ضرب المثل های ایرانی به همراه معادل انگلیسی آنها

 

 

 

بى خبرى , خوش خبرى

No news is Best news

۝ شتر دیدى , ندیدى

You see nothing, You hear nothing

۝ عجله کار شیطان است

Haste is from the Devil

 

بى خبرى , خوش خبرى

No news is Best news

۝ شتر دیدى , ندیدى

You see nothing, You hear nothing

۝ عجله کار شیطان است

Haste is from the Devil

۝ فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

۝ کاچى به از هیچى

Somthing is better than nothing

۝ گذشتها گذشته

Let bygones be bygones

۝ مستى و راستى

There is truth in wine

۝ نوکه اومدبه بازار کهنه شد دل آزار

Out with the old,in with the new

۝ هر فرازى را نشیبى است

High places have their precipices

۝ هرکه ترسید مرد ,هرکه نترسید برد

Nothing venture , nothing have

۝ همه کاره و هیچکاره

Jack of all trades and master of none

۝ ارزان خرى , انبان خرى

Dont buy everything that is cheap

۝ آشپز که دوتاشدآش یا شورمیشه یا بینمک

Too many cooks spoil the broth

۝ انگار آسمون به زمین افتاده

It is not as if the sky is falling

۝ اندکى جمال به از بسیارى مال

Beauty opens locked doors

۝ آدم عجول کار را دوباره میکنه

Hasty work, Double work

۝ آدم دانا به نشتر نزند مشت

A wise man avoids edged tools

۝ آدم زنده زندگى مى خواد

Live and let live

۝ آدم ترسو هزار بار مى میره

Cowards die Many times Before Their Death

۝ کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

you want a thing done,do it yourself

۝ آب رفته به جوى باز نمى گردد

What is done can not be undone

۝ آب از سرش گذشته

It is all up with him

۝ آب ریخته جمع شدنى نیست

Dont cry over the spilled milk

۝ آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

we seek water in the sea

۝ آدم دانا به نشتر نزند مشت

A wise man avoids edged tools

۝ آدم زنده زندگى مى خواد

Live and let live

۝ آدم ترسو هزار بار مى میره

Cowards die Many times Before Their Death

۝ کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

you want a thing done,do it yourself

۝ آب رفته به جوى باز نمى گردد

What is done can not be undone

۝ آب از سرش گذشته

It is all up with him

۝ آب ریخته جمع شدنى نیست

Dont cry over the spilled milk

۝ آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

we seek water in the sea

دنیا این جوریه دیگه اگه گریه کنی میگن کم اوردی اگه بخندی میگن دیوونست اگه دل ببندی تنهات میزارن اگه عاشق بشی دلتو میشکنن با این حال باید لحظه ای را گریست دمی را خندید ساعتی را دل بست و عمری را عاشقانه زیست

 

 

 


 
عکس
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
 
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی
دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم
درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی
گوش خواهم داد بی هیچ سخنی
در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی
در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی
اینگونه شاید احساسم نمیرد

 

Image and video hosting by TinyPic

میتونی نگاهم نکنــــی اما نمیتــونی جلـوی چشمای منو بگیری
میتونی بگی دوست ندارم اما نمیتونی بگی دوسم نداشته باش
میتونی از پیشــم بـری امـــــا نمیتـونی بگی دنبالم نیا
پس من نگاهت میکنم دوست دارم و تا ابد دنبالت میام

 

Image and video hosting by TinyPic

کجا بودی وقتی برات شکستم
یخ زده بود شاخه گل تودستم
کجا بودی وقتی غریبی ودرد
داشت من تنهارودیونه می کرد
کجا بودی ببینی من می سوزم
عین چشات سیاهه رنگ روزم
سرزنشهای مردم رو شنیدم
هر چی که باورت نمی شه دیدم
کنایه ها شو نو به جون خریدم
نبود ستاره ام شبا گریه چیدم
کجا بودی وقتی اشکا م می ریخت
خون جای گریه از چشام می ریخت
کجا بودی وقتی که پرپرشدم
سوختم واز غمت خاکستر شدم

 

Image and video hosting by TinyPic
 
اذان جمکران شوری به پا کرد
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

اذان جمکران شوری به پا کرد              دلم را از غم عالم جدا کرد

صبا را گشته بودم محرم راز                 مرا با رمز غیبت اشنا کرد

بخوان در دل تمنای فرج را                  بگو شاید نگاهی هم به ما کرد

چو یعقوب از غم یوسف بنالید               به بوی جامه اش او را شفا کرد

نباشد گل به بستان در زمستان               گل نرگس به هر باغی وفا کرد

ببینیم در جهان عدل علی را                   اگر امد حکومت را به پا کرد اگر ابری بییاید روی خورشید                مشو نومید وباید بس دعا کرد

 

خدا یا عمر من را طاقتی بخش                 که بینم غیبت کبری رها کرد

Image and video hosting by TinyPic