تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

ا یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره..... ستاره ها همیش قشنگن
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترین آهنگه
بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم
با تو اما میرسم به قله آوازم
اگه تا آخر این ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسازم
با یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره
تویی که عشقمو از نگاه من میخونی
تویی که تو تپش ترانه هام مهمونی
تویی که هم نفس همیشه آوازی
تویی که آخر قصه ء منو میدونی
اگه کوچه صدام یک کوچه باریکه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه
میدونم آخر قصه میرسی به داد من لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه


 
نگفته بود پی یک عشق دیگست
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

خیال کردم یه عمربامن می مونه

گمون کردم واسم یه هم زبونه

نگفته بود پی یک عشق دیگست

تا تحقیر بشم ودل بسوزونم

نگفت به فکر فرصتی دوبارست

برای دل بریدن فکرچارست

نگفت به فکرتحقیر نگاهام

شکستن غروری پاره پارست

به اون ظالم بگین نفرین این دل

تازنده ام به راه زندگیشه

درسته ساکت و مظلوم و خامم

ولی واسه خودم خدایی دارم

برای دیدن روزعذابت

دارم ثانیه هارومیشومارم


 
تا کی جفا کشم زتو ای بی وفا برو
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

تا کی  جفا کشم زتو ای  بی  وفا   برو 

بگذاشتم    به   مدعیان    مدعا     برو

دشمن نکرد  آنچه  تو کردی  به  دوستی

بیگانه  هم   نکرد  برو  ای   آشنا   برو

امید صبح نیست دگر نیست نیست نیست

منشین  دگر  ای  بی وفا  برو  برو  برو


 
دور از تو منم تنها
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

دور از تو منم تنها        تنها منم غم ها

هر قطره ی اشکم

صد موج تمنا              صد قصه ی پنهان

صد غصه ی پیدا

چون نای بی آوا           اگر که خاموشم

زبان دل گوید

مکن فراموشم            شد مایه ی رسوایی

این عشق و شکیبایی

فالی زدم از حافظ        دیشب من سودایی

این نکته به جا آمد:

داد از غم تنهایی


 
به کجا چنین شتابان ؟
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

 

به کجا چنین شتابان ؟

 

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زین جا

هوس سفر نداری     ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم , اما چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

سفرت بخیر , اما تو و دوستی خدا را ,

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را...


 
آدمک آخر دنیاست بخند.... از گلی که برایم فرستاد ممنون
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ( اوست ..... ) بخند

آدمک بچه نشی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که همه بزرگش دانیم

به خدا مثل تو تنهاست بخند


 
یارا یارا گاهی ، دل ما را
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

 

یارا یارا گاهی ، دل ما را
به چراغ نگاهی روشن کن
چشم تار دل را ، چو مسیحا
به دمیدن آهی روشن کن

بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت

به نسیم کوبت ای گل
به شمیم بویت ای گل
در سینه داغی دارم
از لاله باغی دارم
با یادت ای گل هر شب
در دل چراغی دارم
باغم بهارم باش
موجم کنارم باش

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد ، وقت است که باز آیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

به نسیم کوبت ای گل
به شمیم بویت ای گل
در سینه داغی دارم
از لاله باغی دارم
با یادت ای گل هر شب
در دل چراغی دارم

باغم بهارم باش
موجم کنارم باش

بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت


 
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

 

 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


 
اگر خدا رو داری بدون که غم نداری.
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

یه روزی یه فرشته با یه ورق نوشته

که از خدا می رسید به خونه ما رسید

انگاری حرف زیاد داشت اومد و رو دلم کاشت

می گفت دلت نگیره اینجوری اون اسیره

همیشه شاد و خوش باش تو غصه ها باهاش باش

شونتو تگیه گاش کن تو حرفاتون نگاش کن

بهش بگو می تونی حرفاشو زود بخونی

چشماشو جادو کنی غم هاشو پارو کنی

سنگ صبورش باشی صندوق حرفاش باشی

چشماتو زود نبندی به ماه گلت بخندی

بهش بگو عزیزه دلت شده یه ریزه

بگو گلم عزیز جون دوست دارم فراون

خب گلکم خانومی دیگه برم آرومی؟

غم و غصه نداری که بدمش فراری؟

بدون خدا باهاته تو لحظه لحظه هاته

تو هم بیشتر صداش کن با چشم دل نگاش کن

اینجوری عاشق تری وقتی خداروداری

خب ما بریم که دیر شد دلت مثل حریر شد

خدارویادت نره اون از همه بهتره

 


 
قلب من
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

اینجا در قلب من حد و مرزی

برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو

زیستن را تمرین کنم

که حرفهایت هم باور دل من نیست

مگر ماهی بیرون از آب

می تواند نفس بکشد؟؟؟

مگر می شود هوا را از

زندگیم برداری و من

زنده بمانم؟؟؟

حقیقت باور را هم از دلم برده ای

و حال چه میگویی که بی من برایت خوش نیست

بگو معنی تمرین چیست؟؟؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟

بریدن از خودم را؟؟؟


 
دل خوش ازآنیم که حج میرویم
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دل خوش ازآنیم که حج میرویم
 غافـل از آنیم کـه کج مـیرویــم


کعبه به دیدار خدا میرویم  
او که همینجاست کجا میرویم


حج بخدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست


دین که به تسبیح و سر وریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست


صبح به صبح در پی مکر و فریب
شب همه شب گریه و امن یجیب

 


 
می روم از رفتنم دل شاد باش
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را .


 
می روم با خویشتن تنها شوم
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

میروم از یادها

همسفر با بادها

در دلم فریادها

می روم با خویشتن تنها شوم

فارغ از اینها از آنها شوم

میروم شاید که خود را یافتم

عشق را شاید خدا را یافتم

می روم تا آخر بود و نبود

می روم تا انتهای بی کسی

می روم تا انتهای جنگل و باران و باد

می روم پاییز را خندان کنم

می روم تا این دل لبریز از نیرنگ را

با صفای چشمه و باران مهر

اندکی شاید مصفاتر کنم

می روم گلهای غمگین و سیاه درد را

شاد چون باغ بهاران و چمنزاران کنم

می روم شاید اسیر خسته و دربند را

فارغ از دنیای بی آغاز و بی پایان کنم

Tinypic


 
شعر او از دهن افتاده نگو می اید
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دست بردار دل ساده نگو می آید
تا کجا مردمک و جاده نگو می آید
توی دنیای دلش نیست نشانی از تو
هی نگو شاخه گل داده نگو می اید
غزلت را به شب پنجره ها می بخشی
زخمی از نفس افتاده نگو می اید
بی تو از نبض وجودش به چکاوک بخشید
بی تو به ثانیه دل داده نگو می اید
زندگی شعر بلندیست پر از قافیه ها
شعر او از دهن افتاده نگو می اید
بر پل بی تپش مرگ قدم می زنی و
پشت در هی نشو اماده نگو می اید
بعد از او از نفست اینه هم می بارد
ای دل ساده دل ساده نگو می اید

Tinypic


 
نه به دل عشق رسید و نه به سر عقل و کلاه
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

روی ماه و شب زلف و خم ابروی نگار
ساغر و میکده و مستی چشمان خمار
نه به دل عشق رسید و نه به سر عقل و کلاه
نه به مستی برسیدیم،نه زهد و نه به یار
در پی روز و شبان عمر بکرد عادت گشت
همه شب غافلی و روز شده بی دادار
هر چه رفت از سنه ی عمر هوس رفت نه بیش
شاهد عین دل ماست که شد بی دلدار
روز و شب در طلب حالت خمَار بدی
نشود حال پدید بی می و جام کبار
یک شبی گر بشدی منقلب از حال ولی
چو شدی روز همه یاد برفتی شب تار
روزها دست گرفتی ز بنی خلق ولی
هر چه کردی بشد از رعب ز سوزنده ی نار
آتش این رسوایی بیدردی دل چاره کن
بی دلی به ز فراموشی دلدار و دیار

Tinypic


 
سلام
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام دوباره به همگی دوستانم

به علت یه بیماری یه مدتی رو تو بیمارستان بودم

من و به خاطر تاخیرم ببخشید

نظرات و نگرانیهای دوستان و پیگیریهاشون جون دوباره ای بود برای شروع دوباره

باز هم از همتون ممنون

گفتم  غم  تو    دارم  گفتا   غمت   سرآید       گفتم  که  ماه  من شو  گفتا   اگر  برآید
گفتم  ز    مهرورزان   رسم    وفا    بیاموز        گفتا  ز  خوب  رویان  این  کار  کم  تر آید
گفتم که  بر  خیالت   راه     نظر     ببندم         گفتا  که  شبروست  او  از  راه  دیگر آید
گفتم که بوی  زلفت  گمراه   عالمم   کرد          گفتا  اگر  بدانی   هم    اوت   رهبر   آید
گفتم  خوشا هوایی کز   باد  صبح    خیزد        گفتا  خنک  نسیمی کز   کوی  دلبر   آید
گفتم که نوش لعلت ما را  به  آرزو  کشت         گفتا  تو  بندگی  کن  کاو  بنده  پرور  آید
گفتم دل  رحیمت  کی  عزم   صلح   دارد         گفتا  مگوی  با  کس  تا  وقت   آن  درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد         گفتا خموش«حافظ»کاین غصه هم سرآید

 

Tinypic


 
تک ستاره دنیا
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

_________________________________$$$
_______________________________$$$$
____________________________$$$$$$
__________________________$$$$$$$
________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
______________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
____________________$$$$$$$$$$$$$$$
___________________$$$$$$$$$$$$$
_________________$$$$$$$$$$$$
________________$$$$$$$$$$
_______________$$$$$$$$$
______________$$$$$$$$
_____________$$$$$$$$
____________$$$$$$$
___________$$$$$$$
___________$$$$$$
__________$$$$$$
__________$$$$$
_________$$$$$
_________$$$$
________$$$$
________$$$$
________$$$  
________$$$
_________$$
___$$$$$$$$$$$$$$$
_____$$$$$$$$$$$$
______$$$$$$$$$
_____$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$
_________$$$$
__________$$$
___________ $


 
هوای حوا
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه ی کفش فرارو ور کشید
آستین همتو بالا زد و رفت

یه دفه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامه ی فرداها رو تا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت!

دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت!

حیوونی تازگی " آدم " شده بود
به سرش هوای "حوا" زد و رفت!

Tinypic


 
ببخشید
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

اگه ماه من تو شبهات ندرخشید ... ببخشید!

 

اگه دست حادثه خونه رو پاشید ... ببخشید!

 

اگه تو مسیر جاده خسته کردم لحظه هاتو

 

آخر جاده رسید خسته نباشید ... ببخشید!

 

اگه آفتابی نبودم توی خاکستری باور و تردید

 

از تبار خیس بارونم نه از دیار خورشید ... ببخشید!


 
مرده ست دلم قاتل او را بشناسید
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

افسرده ی از یار جدایی ست دل من
سرگشته ی افتاده ز پایی ست دل من
کم دانه بریزید که در گلشن گیتی
دل کنده ز هر برگ و نوایی ست دل من
مرده ست دلم قاتل او را بشناسید
خود کشته ی بر دست حنایی ست دل من
از رهگذرم دور شوید و بگریزید
دیوانه ی از بند رهایی ست دل من
در محفل من گوشِ دل و جان بگشایید
افسونگر افسانه سرایی ست دل من
بشکسته دلی را چو من از خویش مرانید
بر بام تو آزاده همایی ست دل من
تسلیم نصیب است و زبان بسته ی تقدیر
حسرت کشِ بی چون و چرایی ست دل من
عمری ست دلم ساخته با هرچه بلا هست
تا عشق بداند چه بلایی ست دل من

Tinypic