تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

دست بردار دل ساده نگو می آید
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

دست بردار دل ساده نگو می آید
تا کجا مردمک و جاده نگو می آید
توی دنیای دلش نیست نشانی از تو
هی نگو شاخه گل داده نگو می اید
غزلت را به شب پنجره ها می بخشی
زخمی از نفس افتاده نگو می اید
بی تو از نبض وجودش به چکاوک بخشید
بی تو به ثانیه دل داده نگو می اید
زندگی شعر بلندیست پر از قافیه ها
شعر او از دهن افتاده نگو می اید
بر پل بی تپش مرگ قدم می زنی و
پشت در هی نشو اماده نگو می اید
بعد از او از نفست اینه هم می بارد
ای دل ساده دل ساده نگو می اید


 
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترین آهنگه
بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم
با تو اما میرسم به قله آوازم
اگه تا آخر این ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسازم
با یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره
تویی که عشقمو از نگاه من میخونی
تویی که تو تپش ترانه هام مهمونی
تویی که هم نفس همیشه آوازی
تویی که آخر قصه ء منو میدونی
اگه کوچه صدام یک کوچه باریکه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه
میدونم آخر قصه میرسی به داد من لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه

 


 
شهر هرت ......
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

 شهر هرت جایی است که همه بَدَن مگر اینکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن
شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند
شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر
شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند
شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف
شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن
شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری
شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام
شهر هرت جایی است که همه با هم خواهر برادرن اما این برادرا خواهرا رو که نگاه می کنن یاد تختخواب می افتن
شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی
شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه...
شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه
شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی..
شهر هرت جایی است که .......
خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست


 
دل خوش ازآنیم که حج میرویم
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

دل خوش ازآنیم که حج میرویم
 غافـل از آنیم کـه کج مـیرویــم


کعبه به دیدار خدا میرویم  
او که همینجاست کجا میرویم


حج بخدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست


دین که به تسبیح و سر وریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست


صبح به صبح در پی مکر و فریب
شب همه شب گریه و امن یجیب


 
من صبورم اما ...
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

    Bilder hochladen

من صبورم اما  ...

 به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

 یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان

خودم می بندم .


 من صبورم اما . . .

 چقدر با همه ی عاشقیم محزونم !

و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ

 مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

 من صبورم اما . . .

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

 بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ،

 از شب متروک دلم دور کند. . .

می ترسم .

من صبورم اما . . .

 آه . . .

این بغض گران صبر نمی داند چیست !


 
مشب ای ماه به درد دل من تسکینی
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی


آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چه ها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شوئید

امشب ای مه تو هم ازطالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه بخت غبار آگینی

هرشب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

باغبان خار ندامت به جگر میشکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان

گر خود انصاف دهی مستحق نفرینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه زهجران لب شیرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی داد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا اگر آیین محبت باشد

چه حیاتی و چه دنیایی بهشت آیینی


 
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Bilder hochladen

         

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم