تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

حرفهای دل
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service


 
خدایا تو کجایی؟
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Tinypic free image hosting service

 

پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او آفتاب
برق تیر و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود ،اما میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
... هر چه میپرسیدم از خود از خدا
از زمین از اسمان از ابر ها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت میکند
کج گشودی دست ،سنگت می کند

کج نهادی پا ی لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می دهد
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من در نماز ودر دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود ..
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ مثل خنده ای بی حوصله
سخت مثل حل صد ها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادیم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه ی خوب خداست
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟
گفت :آری خانه ی او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی شیرینتر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی ست
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی نقش روی آب بود
می توانم بعد از این با این خدا
دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در بارهی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر


قیصر امین پور

Tinypic free image hosting service


 
اعمال شب بیست و سوّم ماه رمضان
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

اعمال شب بیست و سوّم

در هَدِیّة الزّائر ذکر شده از دو شب قدر سابق افضل است و از احادیث بسیار مُستَفاد مى شود که شب قدر همین است و این شب جهنى است و در این شب جمیع امور بر وفق حکمت مقدّر مى گردد وازبراى این شب غیر از اعمالى که با دو شب سابق شریکست چند عمل دیگر است
اوّل خواندن سوره عنکبوت و رُوم که حضرت صادق علیه السلام قَسم یاد فرموده که خواننده این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است
دوّم خواندن حَّم دُخان
سوّم خواندن سوره قَدر هزار مرتبه
چهارم آنکه تکرار کند در این شب بلکه در تمام اوقات این دعا را اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ ((الخ )) و ذکر آن در ضمن ادعیه شبهاى دهه آخر بعد از دعاى شب بیست و سوّم گذشت
پنجم بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى

خدایا دراز کن عمرم را و فراخ کن روزیم را

وَاَصِحَّ لى جِسْمى وَبَلِّغْنى اَمَلى وَاِنْ کُنْتُ مِنَ الاْشْقِیاَّءِ فَاْمحُنى

و سالم گردان تنم را و برسانم به آرزویم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را از

مِنَ الاْشْقِیاَّءِ وَاْکتُبْنى مِنَ السُّعَداَّءِ فَاِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِ

سلک آنان پاک کن و در زمره سعادتمندانم ثبت کن زیرا تو خودت در کتابى که

عَلى نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ یَمْحُو اللّهُ ما یَشاَّءُ وَیُثْبِتُ

بر پیامبر مرسلت صلى الله علیه و آله نازل فرمودى چنین گفتى : ((خدا هر چه خواهد محو مى کند و ثبت مى کند

وَعِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ

و نزد او است اصل کتاب ))

ششم بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضى وَفیما

خدایا قرار ده در آنچه حکم کرده و

تُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الْحَکیمِ فى لَیْلَةِ

مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا کنى از دستور حکیمانه ات در شب

الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ

قدر از آن حکمى که بازگشت ندارد و تغییر پذیر نیست که بنویسى مرا از حاجیان

بَیْتِکَ الْحَرامِ فى عامى هذَا الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمُ

خانه محترم کعبه ات در همین امسال آنانکه حجشان مقبول و سعیشان

الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فیما تَقْضى

مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما در آنچه

وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى

حکم کرده و مقدر فرموده اى که عمرم را طولانى کنى و در روزیم وسعت دهى

هفتم بخواند این دعا راکه در اقبال است :

یا باطِناً فى ظُهُورِهِ وَیا ظاهِراً فى بُطُونِهِ وَیا باطِناً لَیْسَ

اى که نهان است در عین آشکاریش و اى که آشکار است در عین نهانیش و اى نهانى که در

یَخْفى وَیا ظاهِراً لَیْسَ یُرى یا مَوْصُوفاً لا یَبْلُغُ بِکَیْنُونَتِهِ

خفا نیستى و اى آشکارى که دیده نشوى اى که توصیفت کنند ولى هیچ وصفى به کنه ذات تو نرسد

مَوْصُوفٌ وَلا حَدُّ مَحْدُودٌ وَیا غاَّئِباً غَیْرَ مَفْقُودٍ وَیا شاهِداً غَیْرَ

و هیچ حدى محدودت نکند و اى که پیدائى ولى گم نشده اى و اى که حاضرى ولى مشهود

مَشْهُودٍ یُطْلَبُ فَیُصابُ وَلَمْ یَخْلُ مِنْهُ السَّمواتُ وَالاْرْضُ

نشوى تو را طلب کنند و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نیست آسمانها و زمین

وَمابَیْنَهُما طَرْفَةَ عَیْنٍ لا یُدْرَکُ بِکَیْفٍ وَلا یُؤَیَّنُ بِاَیْنٍ وَلا بِحَیْثٍ

و مابین آندو یک چشم برهم زدن ، به چگونگى در نیائى و به جائى و سوئى اندر نشوى

اَنْتَ نُورُ النُّورِ وَرَبُّ الاْرْبابِ اَحَطْتَ بِجَمیعِ الاُْمُورِ سُبْحانَ مَنْ

توئى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران به تمام امور احاطه دارى منزه خدائى که

لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ سُبْحانَ مَنْ هُوَ هکَذا وَلا هکَذا غَیْرُهُ

نیست مانندش چیزى و او است شنواى بینا منزه است آنکه او چنین است و جز او دیگرى چنین نخواهد بود

پس دعا مى کنى بدانچه بخواهى
هشتم آنکه غیر از غسل اوّل شب غسلى نیز در آخر شب کند و بدانکه از براى غسل و احیاء این شب و زیارت امام حسین علیه السلام و صد رکعت نماز فضیلت بسیار و تاءکید شده شیخ در تهذیب روایت کرده از ابوبصیر از حضرت صادق علیه السلام که فرمود در شبى که امید مى رود شب قَدر باشد صد رکعت نماز کن بخوان در هر رکعت قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ را ده مرتبه گفتم فدایت شوم اگر قوّت نداشته باشم ایستاده بجا آورم فرمود نشسته بجا آور گفتم اگر قوّت نداشته باشم نشسته بجا آورم فرمود بجا آور به همان حالى که به قفا خفته اى در فراش خود و از دعائم الاسلام روایتست که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله در دهه آخر ماه رمضان رختخواب خود را جمع مى کرد و کمر خود را محکم مى بست براى عبادت و در شب بیست و سیّم اهل خود را بیدار مى کرد و آنها را که خواب رُبُوده بود آب بصورتشان مى پاچید و حضرت فاطمه صلوات الله علیها نمى گذاشت در این شب احدى از اهلش بخوابد و علاج مى فرمود خواب آنها را به کمى طعام و مهیّا مى کرد آنها را براى احیاء آن شب از روز یعنى امر مى فرمود که روز را خواب و استراحت کنند که شب خوابشان نبرد و احیا بدارندومى فرمود محروم کسى است که ازخیر امشب محروم بماند و روایت شده که حضرت صادق علیه السلام سخت مریض شده بود چون شب بیست و سیّم ماه رمضان شد موالى خود را امر فرمود که حرکتش دادند به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود تا به صبح علامه مجلسى (ره ) فرموده که هر مقدار قرآن که ممکن باشد در این شب بخواند و دعاهاى صحیفه کامله را بخواند خصوصاً دعاى مکارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى این شبها را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سَر آورد زیرا که در احادیث معتبره وارد شده است که روز قدر در فضیلت مثل شب قدر است.
شب بیست و هفتم بالخصوص غسل وارد شده و منقول است که حضرت امام زین العابدین علیه السلام در این شب این دعا را مکرر مى خواند از اول شب تا به آخر شب :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنِى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَالاِْنابَةَ

خدایا روزیم کن دورى گزیدن از خانه فریب (ناپایدار) و بازگشت

اِلى دارِ الْخُلُودِ وَالاِْسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ

بسوى خانه جاویدان و آماده شدن براى مرگ پیش از رسیدن آن

Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service


 
شهادت موالموحدین امام علی (ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد .
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

شهادت موالموحدین ، امیرالمومنین ،امام پارسایان ،جلوه حق ، امام علی (ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد .

مروری کوتاه بر زندگانی امام علی (ع) :

 

 نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف



شهادت :

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص را در مصر .

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و... امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .

دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را قصاص کنید .

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد .

"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .

Tinypic free image hosting service

 

Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service Tinypic free image hosting service


 
اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبقر بی  شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

ابا صالح داروی دردم

ابا صالح دور تو گردم

ای حبیب دلم

Tinypic free image hosting service


 
من همونم ..........
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

من همونم که همش به یاد چشمات میمونم من همونم که تورو همیشه دنیام میدونم من

 همونم که غم و از توی چشمات می خونم شده هر کار میکنم تا غم و از تو برونم من

همونم که تویی فرشته ی ارزوهام جون من فقط یه بار عشق و بیار هدیه برام

Tinypic free image hosting service


 
بشنو از نی
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:


لبش میبوسم و در میکشم می
به آب زندگانی بردهام پی
نه رازش میتوانم گفت با کس
نه کس را میتوانم دید با وی

زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی

نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی
لبش میبوسد و خون میخورد جام
رخش میبیند و گل میکند خوی

زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی

چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می
بده جام می و از جم مکن یاد
که میداند که جم کی بود و کی کی

Tinypic free image hosting service


 
مهربون اجازه هست بشم فدات؟
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

مهربون اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خندهات؟ شب که میاد یواش یواش باچشمک

 

ستارهاش اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟اجازه هست بیام پیشت یکم بگم دوست دارم تو هم

 

بگی دوستم داری بارون بشم دل بیارم بریم تو باغ اطلسی بی درد و رنج و بی کسی بهت بگم اجازه هست خیال کنم

 

تا آخرش ماله منی ؟ خیال کنم با رفتنت دل منو نمی شکنی؟

 

نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه هر کی دلش جای دیگست عشق بخواد ترک بکنه

 

نفس زدم از ته دل مقصوم این قلب به خدا نذار بشه محال واسش باور عشقش آدما

 

Tinypic free image hosting service


 
من تمام شیطنت های جهان را دوست دارم
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

من زمین و آسمان را کهکشان را دوست دارم

من پل رنگین کمان را آفتاب مهربان رادوست دارم

ابرهای پر ز باران کوهساران ماهتاب و لاله زاران

من تمام مردم خوب جهان رادوست دارم

عاشقان ناتوان را عشق های بی امان را

من تمام شاپرکهای جهان رادوست دارم

دوستی های نهان را خنده های ناگهان را

بوسه های صادق و سرشارمان را

من تمام درد های تلخ و شیرین جهان را دوست دارم

مادران را

قلبهای پاکشان را

اشکهای نابشان را

دستهای گرمشان را

حرفهای از صمیم قلبشان را

شوروشوق چشمشان را

من تمام ساکنان قلبهای عاشقان را دوست دارم

من دروغ بچگان را

شیطنت های همیشه بکرشان را

رازشان را

پاکی احساسشان را

خنده های شادشان را

بادبادکهای قشنگ و نازشان را

دستهای کوچک وپربارشان را

هر نگاه خالی از نیرنگشان را

اعتماد خالی از تردیدشان را

من تمام شیطنت های جهان را دوست دارم

سایه های کاج های مهربان را

بید مجنون ها و برگ نازشان را

سروها و قامت رعنایشان را

نخلها و ارتفاع نابشان را

تاکها و مستی انگورشان را

سر کشی های شراب و ...

راستی من تمام درختان انگورجهان را دوست دارم

نازهای معشوقان زمان را

دل شکستنهای بی منظورشان را

بوسه های گرمشان را

قهرهای تلخشان را

آشتیهای زود هنگامشان را

عشقهای آتشین و پر رنگشان را

قلبهای بی تاب و تنگشان را

آشنایی های پرلبخند شان را

و خداحافظی های پر اشکشان را

گریه های شوقشانرا

ضربه های قلبشان را

حرفهای بی حد و مرزشان را

من تمام عشق های جاودان را دوست دارم

لیلی و مجنونمان را

خسرو و شیرینمان را

کوه کن فرهادمان را....

یادم آ مد من خدا را وخودم را و عشقم را و جهان را

دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم

می پرستم.....

تا ابد هر جا که هستم

 

 

Tinypic free image hosting service


 
من با توام دردیگران می جوییم ای دوست
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست
اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست
من در تو گشتم مرا در خود صدا می زن
تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست
گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی
حالا لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست
من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم
گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست
یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن
از من من این برشانه ها بار گران ای دوست
نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت
بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست
انسان که می خواهد دلت با من بگو آری
من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

Tinypic free image hosting service