تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

باید گاهی سکوت کنیم
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او روبرو شدی، مراقب باش که ...

 

اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع کرد و چنین گفت: بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن تا افسون افسانة گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین میبارند. گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی که مسحور شیطان میشوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند مراقب باش....

 

و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید، گفتم: به چشم.

 

شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و این از لطف خداست در حق تو. پس شکر کن و هیچ مگو....

 

گفتم: به چشم.

 

در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم، به چشمانش ننگریستم، و آوایش را نشنیدم. چقدر دوست میداشتم بر موجی که مرا به سوی او میخواند بنشینم، اما از خوف آتش قهر و چاه ویل باز میگریختم.

 

هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که نمیشناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم . دیگر تحمل نداشتم . پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم، و گریستم. نمیدانستم چرا؟

 

قطره اشکی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست...

 

به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم،  میدانست.

 

با لبخند گفت: این زن است . وقتی با او روبرو شدی مراقب باش که او داروی درد توست. بدون او تو غیرکاملی . مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او بسیار شکننده است . من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم. نمیبینی که در بطن وجودش موجودی را میپرورد؟

من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نکن، گیسوانش را نظر میانداز، و حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهیای این دیدار کنم...

من اشکریزان و حیران خدا را نگریستم. پرسیدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ویل تهدید کردی ؟!

خدا گفت: من؟!!

فریاد زدم: شیخ آن حرفها را زد و تو سکوت کردی. اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟!!

خدا بازهم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت: من سکوت نکردم، اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا ...

و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرفهای پیشینش را تکرار میکند ...


  باید گاهی سکوت کنیم ، شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد ...


 
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... 


 

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،

آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،

زلال که باشی ، آسمان در تو پیداست


دو چیز را همیشه فراموش کن:

خوبی که به کسی می کنی

بدی که کسی به تو می کند

 

همیشه به یاد داشته باش:

در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

در سفره ای نشستی شکمت را نگه دار

در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار

در نماز ایستادی دلت را نگه دار

 

دنیا دو روز است:

یک با تو و یک روز علیه تو

روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست مایوس نشو. چرا که هر دو پایان پذیرند.

به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد

به دلت بیاموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارد

 

دو چیز را از هم جدا کن:

عشق و هوس

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی، اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی.

 

در دنیا فقط 3 نفر هستند که بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را بر طرف میکنند، پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایش میکنی، مواظب باش که از دستش ندهی و بدان که تو هم برای او نفر سوم خواهی بود.

 

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده میکنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

 

بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود.

 

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان، همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق.

 

همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا و فقط به او توکل کن، آنگاه می بینی که چگونه قبل از اینکه خودت دست به کار شوی ، کارها به خوبی پیش می روند.

 

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است.

 

از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

 

پس هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش که برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام غیر ممکن ها فقط برای شماست.

 

 


 
نمی بخشد دلم هرگز خطاکاران دنیا را
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور  کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
 وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
 چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
 دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب
 باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
 چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
 سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
 هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
 جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
 تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم

تمام تن شدم زخمی ز تیغ هم قطارانم

خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری

از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری

هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا

در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا

هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان

ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان

همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند

به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند

میدونی

 

شکسپیر میگه: خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد

   نمی بخشد دلم هرگز خطاکاران دنیا را

 


 
گفته هایی تعمق برانگیز
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

 

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد
ولی راه به جائی نخواهد برد . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد
ولی راه به جائی نخواهد برد . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند ... . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آن می اندیشد . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار
شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم
به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد
صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست
و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم
فروشنده خواهیم بود
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است
پس همیشه امید داشته باش . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت

 


 
عید فطر تون مبارک
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net


 
فروش اینترنتی گل
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:
 
چند جمله با خدا
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net

چند جمله با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؟
گفتی: فانی قریب
 
من که نزدیکم )بقره/۱۸۶(
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم؟ کاش می‌شد بهت نزدیک شم ؟
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
 
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵(
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
 
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲(
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی ؟
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
 
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰(
گفتم: با این همه گناه؟ آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
 
مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴(
گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
(ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳(
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
 
به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵(
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ؟ توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
 
خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم
من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
 
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش
بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .
خدا نسبت به مؤمنین مهربونه )احزاب/۴۱-۴۳(


 
از عشق چی باید بگم وقتی که دنیا خالیه
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net

از عشق چی باید بگم

وقتی که دنیا خالیه

وقتی که روز مثل شبه

وقتی که شب جنجالیه

وقتی زن همسایمون

دنیاش ی دار قالیه

قصه اش پر از اندوه و غم

حالش همه بی حالیه

تو این شب خالی زماه

ستاره هم پوشالیه

چگونه از عشق بگم

وقتی که دنیا خالیه

جنون چو موج بی هدف

سیلی به صخره می زنه

خشکیده از افات دهر

این لاله زار میهنه

کنار جوی دلهره

دوباره در دست بلا

یک غنچه پر پر شده

تسلیم مرگ بی صدا

در کوچه های بی کسی

دوباره پرسه می زنه

یک لاله و یک بسته فال

این لاله هم خون منه

در لابلای روزگار

تصمیم کبرایی دگر

تن می فروشد بهر نان

قیمت تن چه مختصر

از عشق چی باید بگم؟

وقتی که گل پرپر شده

وقتی که شب هم میهنم

با فقر هم بستر شده

از عشق چی باید بگم

وقتی که قصه سر رسید

وقتی ته قصه عشق

کسی به مقصد نرسید


 
یا علی مولا مدد
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net img4u.net

img4u.net

 


 
هر لحظه دعا کردم تا اینکه تو بر گردی
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net

هر لحظه دعا کردم تا اینکه تو بر گردی

یک عمر فدا کردم تا اینکه تو بر گردی

با یاد تو برم سر،در اوج پریشانی

خواهش ز خدا کردم تا اینکه تو بر گردی

تنها شدم و خود را در وادی هجران ها

از هر که جدا کردم تا اینکه تو بر گردی

ان لحظه ی اخر را دیدی که چه قسم دادی

من نیز وفا کردم تا اینکه تو بر گردی

می رفتی و نشنیدی پشت سرت اما من

صد بار صدا کردم تا اینکه تو بر گردی


 
تو را با اشک خون از دیده بیرون راندم
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net

مرا بشکن

تو را با اشک خون از دیده بیرون راندم آخر هم

که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را

به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را

مگو با من ، مگو دیگر، مگو از هستی و مستی

من آن خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم

که گلهای نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد

مرا ازسینه بیرون کن .

ببر از خاطر آشفته نامم را

بزن بر سنگ جانم را

مرا بشکن ، مرا بشکن

تو با درد آشنا بودی

ولی ای مهربان من

بگو آخر که از اول کجا بودی؟

کنون کز من یه جا مشت پری در آشیان مانده ...

و آهی زیر سقف آسمان مانده ...

بیا آتش بزن این بال و پرها را

رها کن این دل غمگین وتنها را

تو را راندم

که دست دیگری بنیان کند روزی بنای عشق وامیدت

شود امید جاویدت

تو را راندم

ولی هرگز مگو با من

که اصلا معنی عشق و محبت را نمیدانم

که در چشمان تو نقش غم و دردت نمیخوانم

تو را راندم

ولی آن لحظه گویی آسمان میمرد

جهان تاریک میشد ، کهکشان میمرد

درون سینه ام دل ناله میزد:

باز کن از پای زنجیرم ، که بگریزم

به دامانش بیاویزم

به او با اشک خون گویم مرو

من بی تو می میرم

ولی من در میان های های گریه خندیدم

که تو هرگز ندانی

بی تو یک تک شاخه عریان پاییزم

دگر از غصه لبریزم

در این دنیا بمان بی من

برای دیگری سر کن نوای عشق و مستی را

بخوان در گوش جان دیگری آوای هستی را

تو ای تنها امیدم

بی من از آن کوچه ها بگزر

مرا یکدم به یاد آور

بیاد آور که می گفتم : «بیا امید جان من»

بیا تن را ز قید آرزوهایش رها سازیم

بیا میعاد خود را بر جهان دیگر اندازیم

بیاد آور که اکنون بی تو خاموشم

ز خاطر ها فراموشم

و یک تک لاله ی وحشی

به جای لاله بر گور دل من روشنست اکنون


 
دیوانه ام ،تو عاشق در بند می خری؟
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

img4u.net

دیوانه ام ،تو عاشق در بند می خری؟

 

کوه غمم ،تو کوه دماوند می خری؟

 

صید کمند زلف تو هستم ،به من بگو

 

آیا غزال زخمی در بند ،می خری؟

 

من دلشکسته ی توام ای نازنین من

 

ساز شکسته را ،تو بگو چند می خری؟

 

ای بهترین ،اسیر شکر خنده ی توام

 

آیا اسیر را به شکر خند می خری؟

 

چون یوسفم به دست زلیخای عشق تو

 

هستی عزیز من و خداوند ،می خری؟

 

میل حرث نموده گیاه دل من

 

یک قطعه زان ،به خاطر پیوند می خری؟

 


 
من منتظر دیدار تو هستم،
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

من منتظر دیدار تو هستم،

 سهل است بگویم که گرفتار تو هستم،

من در پى این حادثه غمخوار تو هستم،

 هر چند که دور از منی و من ز تو دورم،

 بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم...

 


 
در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست

 

تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست

 

حالا لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست

از من من این برشانه ها بار گران ای دوست

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت

بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست

 انسان که می خواهد دلت با من بگو آری

من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن

من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم

گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی

 من در تو گشتم مرا در خود صدا می زن

اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست


 
بر سر شهر دلتنگیم نگاهم را زیارت کن...
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بر سر شهر دلتنگیم نگاهم را زیارت کن...

 

نگاه پر نیازم را به چشمانت تو دعوت کن...

 

تو می گفتی اگه رفتم حلالم کن...برو باشد

 

ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه می کردم

 

از این دنیا دلم تنگ است...

 

من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم...

 

ببین یک خواهشی دارم؟!!!...مرا در خود کمی حل کن...

 

نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل ک


 
من تنها نیستم
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری ست. من تنها نیستم, لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی ست و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه ی تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم . ولی من باز چشم براهم... چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من.