تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

تو را هرگز نمی بخشد دل من
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

upsara

قلب من ، آه قلب خسته و افسرده من
چه سؤالها دارد!
قلب من بس که تپید ، بس که شکست ، بس که از اعماق دلش ناله کشید
و چه سنگین شکست
چه سؤالها دارد این دل من
این دل سفر کرده و گم شده ام!
دل من ، به چه سان یاد برد عشقش را؟
قلب من ، به چه ترتیب بتپد وقتی نیست دگر خبر از سلطانش؟
نفسم ، به چه آیات و قسم ها یاد کند عشقی پاک در طبق اخلاصش؟
بچه ام ، همه می گویند (حتی او )
پس کدامین مثل می گوید بچه ها معصومند؟
خدایا چه کس بود که گفت حاجت معصومان اجابت شده است؟
پس چرا حاجت معصومانۀ بچه ای چون من را
و این احساس معصومانه پاک را حرمت شکستن
به او شک کردن و ارزش شکستن
بگو یا ضامن آهو حق حرمت شکنی چیست؟
حق یک دل صادق و معصومانه را آوار چیست ؟
باید آیا قانع کرد او را که آنان حرمت خود را شکستن
ضریع یک دل صادق شکستن
پس بگذار این بار ای خدا از دست تو شاکی باشد دل من
مگر این دل گناهی کرده بود؟
اشتباهی داشت ؟
مگر داده هایت را شاکر نبود ؟
مگر کوتاهی در حد توانش کرده بود؟
مگر با تو در زمان کودکی عهدی نبست ؟
مگر به پای آن عهدش نبود؟
چرا پس این گونه کردی؟
آن هم بعد از این همه سال
مغرور شدم که این گونه کردی
به خود بالیدم که دلم ساده است
که یکرنگ است
که صادق
بی ریاست
دلی را نه اسیر کرده و خود هم ازاد است
خواستی بگویی از آن دل منی
خواستی بگویی اگر بخواهی این دل را هم می توانی اسیرش کنی.
خواستی ثابت کنی دل من هم حکمرانش تویی؟
مگر من منکر این گفته بودم ؟
مگر من منکر این گفته بودم ؟
چرا حالا ؟چرا این گونه ؟چرا زخمی؟ چرا تنها.............؟
چراهایم بی پاسخ است ؟
یا در آن حکمت گذاشتی و می خواهی بعدن بگویی
تا به کی من از این حکمتها بی خبر خواهم بود
و حتی حق یک شکایت هم نخواهم داشت
تا نکند قهر تو را برانگیزد که برایم تلافی کنی
منی که تا به این جا صادقانه کردم این گونه جوابش بود
و بعد از این که اگر قهر تو برانگیزد چه خواهی کرد
و بگو مگر من یک دل بیشتر داشتم که جای دیگری هم برایش باشد؟
نه
نخواهم بخشید آنی که ارزش را شکست
باورم را سادگی را بچگی و شیطنت را
خنده های بی رقیب را
چشمهای عاشقی را
گفته های بی فریب را
حرفهای سادگی را
نقشه های زندگی را
نه هرگز نمیبخشد دلم کسی را که باورهایم را گرفت
 
                         تو را هرگز نمی بخشد دل من
 

 

 

upsara


 
نگاهم کن نگاهم کن
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

upsara

دو دستم را بصورت میفشردم
میخواستم اشکهایم را نبینی
تومیرفتیو من تنهای تنها
نه همدردی نه یارو همنشینی
نگاهم کن نگاهم کن
حالا دیگر نگاهم کن
من اکنون با غروری جاودانه بدنیای تو میخندم از این پس
ره هر گونه عشقو اشنایی
بروی سینه میبندم از این پس
نگاهم کن نگاهم کن
حالا دیگر نگاهم کن
نمیبینی دگر در دیدگانم
برای رفتنت اشکی بجوشم
نمیخواهم غرورت پا بگیرد
که باز از اشک من جامی بنوشد
آ
دو دستم را بصورت میفشردم
میخواستم اشکهایم را نبینی
تومیرفتیو من تنهای تنها
نه همدردی نه یارو همنشینی


 
لا لا لا گل بادوم
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

upsara

لا لا لا گل بادوم
بخواب اروم
بخواب اروم
بخواب اروم
گل پونه دنیا اینجور نمیمونه
گل عمرت نشه پر پر
بترس از چرخ بازیگر
که صدتا پیچ و خم داره
تو رو راحت نمیذاره
لا لا که شب تاره
نخوابیدن خطر داره
لو لو پشت در خونه
تو رو میخواد بترسونه
بخواب اروم
گل پونه دنیا اینجور نمیمونه
زمونه مثل زندونه دل زندونیا خونه
نترس از بازی گردن
با بات پیش تو میمونه
بخواب اروم
گل پونه دنیا اینجور نمیمونه
لا لا که شب تاره
نخوابیدن خطر داره
لو لو پشت در خونه
تو رو میخواد بترسونه
بخواب اروم
گل پونه دنیا اینجور نمیمونه
زمونه مثل زندونه دل زندونیا خونه
نترس از بازیگردون
بابات پیش تو می مونه
بخواب اروم
گل پونه دنیا اینجور نمی مونه


 
تنها دل من
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

upsara

 

 تنها دل من
آ خدا دل من
دلم تنگو دلم تنگ دلم با لاله همرنگ
بنالم تا بسوزه مگر بحال من دل سنگ
بنالم تا بسوزه مگر بحال من دل سنگ
زتنهایی مثال بیا بون دل من
سرا سر پرگل ماتمه یه زندونه دل من
چنان گیسوی سر در گم پریشونه دل من
آ خدا دل من
آ تنها دل من
زتنهایی مثال بیا بون دل من
سرا سر پرگل ماتمه یه زندونه دل من
چنان گیسوی سر در گم پریشونه دل من
آ خدا دل من
آ تنها دل من


 
اندیشه های زندگی
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

Thoughts for Life

اندیشه های زندگی

 

The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

 

for voice is pray

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

 

for eyes is pity

برای چشمان شما رحم و شفقت

 

 

for hands is charity

برای دستان شما بخشش
 

for heart is love

برای قلب شما عشق

and for life is friendship

و برای زندگی شما دوستی هاست

 


 

No one can go back and make a new start

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

 

Anyone can start from now and make a brand new ending

ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

 


 

God didn't promise days without pain

خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که
حتما روزهای ما بدون غم بگذره

 

laughter without sorrow , sun without rain,

خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه
بدون هیچ بارونی، نداده

 

but He did promise strength for the day, comfort for the tears

ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در
مقابل مشکلات تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

 

and light for the way

و چراغ راهمون میشه



 

Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
 

but you enjoy the smooth road afterwards

ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

 

Don't stay on the bumps too long

بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن

 

Move on

به راهت ادامه بده

 

 

 

When you feel down because you didn't get what
you want just sit tightand be happy

وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که
می خواستی برسی ناراحت نشو

 

because God has thought of something better to give you

حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده

 


 

When something happens to you ,good or bad,

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه
 

consider what it means

دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست

 

There's a purpose to life's events

برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

 

to teach you how to laugh more or not to cry too hard

که به تو می آموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی
کنی و کمتر غصه بخوری

 

 

You can't make someone love you

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
 

all you can do is be someone who can be loved

تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

 

the rest is up to the person to realize your worth

و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه
 

It's better to lose your pride to the one you love

بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری
از دست بدی تا این که
 

than to lose the one you love because of pride

کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

 

We spend too much time looking for the right person to love

ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی
برای دوست داشتن

 

or finding fault with those we already love

یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

 

when instead

باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give

در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم



 

Never abandon an old friend

هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

 

You will never find one who can take their place

چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

 

Friendship is like wine

دوستی مثل شراب میمونه

 

older it gets better as it grows

که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

 

 

When people talk behind your back, what does it mean?

وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

 

Simple ! It means that you are two steps ahead of them

خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری

 

So, keep moving ahead in Life

پس به مسیرت در زندگی ادامه بده

 


 
بایــد اول به تو گفتن که چـنین خوب چـرایی
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

upsara

 

مــن نــدانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عــهد نــابستن از آن بـه که بــبندی و نپــایی

دوستان عــیب کـنندم کـه چرا دل به تو دادم

بایــد اول به تو گفتن که چـنین خوب چـرایی

ای کـــه گفتی مـــرو انــدر پی خوبان زمانـه

مـــا کجاییم در ایــن بــحر تفکر تـــو کــجایی

حلقه بــر در نــــتوانم زدن از دست رقیـبــان

این تـــوانـم که بیــایم بــه محلت بـه گـدایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

هـــمه سهلست تـحمل نــکنم بـــار جــدایی

گفته بـــودم چو بیایی غــم دل بـــا تو بگویم

چه بـگویم کــه غـم از دل برود چون تو بیایی

شمع را بـاید از این خانه به دربردن و کشتن

تــا که همسایه نـگوید که تو در خـانه مایـی

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بـگریزد

که بدانست که دربند تـو خوشتر ز رهــایی

 


 
سلام
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام به همه

بعد از مدتها غیبت دوباره برگشتم

از این که تو این مدت به یادم بودین ممنونم

نظرات قشتگتون رو خوندم

غیبتم رو نپرسین که خیلی شنیدنی نیست

اما این رو بگم که این صفحه دوباره مثل قبل براش مینویسم هر چند که با دعاهاش خیلی ازش فاصله گرفتم

یه روزی بهم گفت یه آرزو داره براش دعا کنم که به آرزوش برسه

همه شب با اشک چشم براش دعا کردم و توی قنوت سحر براش از خدا خواستم که آرزوش برآورده بشه

غافل از این که آرزوش جدایی از من بود