تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

روی قبرم بنویسید مسافر بوده است........ بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده

است ...... بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست ..... او در این معبر پرحادثه عابر

بوده است ...... صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست ...... در رثایم بنویسد که شاعر

بوده است ....... بنویسید اگر شعری ازاومانده بجای ...... مردی از طایفه ی شعر

معاصر بوده است ...... مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست ...... بنویسید در این

مرحله کافر بوده است ...... غزل حجرت من را همه جا بنویسید ...... روی قبرم

بنویسیدمهاجر بوده است

 

خدایا گل من را در پناه خود نگهدار

 

  When you feel unlovable, unworthy and unclean,
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can.
وقتی احساس می‌کنی قابل دوست داشتن نیستی

وقتی احساس بی لیاقتی و نا پاکی می کنی
وقتی احساس می کنی کسی نمی تواند دردهای تو را التیام ببخشد
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.
وقتی احساس می‌کنی قابل بخشش نیستی

برای شرم و گناه هایت
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.
وقتی فکر می کنی همه چیز پنهان است

و هیچکس نمی تواند درون را ببیند
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can.
وقتی به انتها می رسی و گمان می‌کنی

کسی نیست تا صدایت را بشنود
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

And when you think that no one can love
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend,
God Does.

وقتی گمان میبری کسی نمی تواند
به خود واقعی درون تو عشق بورزد
دوست عزیز من به یاد داشته باش
خدا می تواند .


Seems like it was yesterday when I saw your face
انگار همین دیروز بود که چهره ی تورو دیدم
You told me how proud you were, but I walked away
تو به من گفتی که پیش از این چقدر مغرور بودی ولی من توجهی نکردم و رفتم
If only I knew what I know today
اگر فقط چیز هایی رو که امروز می دونم؛ می دونستم
I would hold you in my arms
تورو در آغوش می کشیدم
I would take the pain away
غم رو از تو دور می کردم
Thank you for all you've done
و از تو بخاطر همه ی کار هایی که انجام دادی تشکر می کردم
Forgive all your mistakes
تمام اشتباهاتت رو می بخشیدم
There's nothing I wouldn't do
هیچ کاری نیست که حاضر به انجامش نباشم
To hear your voice again
تا یک بار دیگه صدای تورو بشنوم
Sometimes I wanna call you
یه وقتا دلم می خواد صدات کنم
But I know you won't be there
ولی می دونم که تو در اونجا حضور نخواهی داشت
Ohh I'm sorry for blaming you
متاسفم بخاطر اینکه تورو مقصر دونستم
For everything I just couldn't do
برای همه ی کار هایی که نتونستم انجام بدم
And I've hurt myself by hurting you
و من با آسیب زدن به تو به خودم آسیب زدم
Some days I feel broke inside but I won't admit
بعضی روزا در درون خودم میشکنم ولی به روی خودم نمیارم
Sometimes I just wanna hide 'cause it's you I miss
یه وقتا هم فقط می خوام این مسئله رو مخفی کنم چون این تو هستی که دلم برات تنگ شده !
And it's so hard to say goodbye
و گفتن خداحافظ خیلی سخته
When it comes to this, oooh
و هنگامی که زمانش فرا می رسه
Would you tell me I was wrong?
آیا تو به من خواهی گفت که در اشتباه بودم؟
Would you help me understand?
کمکم می کنی که درک کنم؟
Are you looking down upon me?
آیا با نگاهت من رو شرمنده می کنی؟
Are you proud of who I am?
آیا به کسی که هستم افتخار می کنی؟
There's nothing I wouldn't do
هیچ کاری نیست که انجام ندم
To have just one more chance
که فقط یه شانس دیگه داشته باشم
To look into your eyes
که تو چشمای تو نگاه کنم
And see you looking back
و ببینم که تو داری به پشت سرت نگاه می کنی
If I had just one more day
اگر فقط یه روز دیگه داشتم
I would tell you how much that I've missed you
بهت می گفتم که دلم برات تنگ شده
Since you've been away
از روزی که تو رفتی
Ooh, it's dangerous
خطرناکه !
It's so out of line
و خیلی هم بی فایده ست
To try and turn back time
که بخوام سعی کنم زمان رو به عقب برگردونم
Ohh I'm sorry for blaming you
متاسفم بخاطر اینکه تورو مقصر دونستم
For everything I just couldn't do
برای همه ی کار هایی که نتونستم انجام بدم
And I've hurt myself by hurting you
و من با آسیب زدن به تو به خودم آسیب زدم


می گفت عاشقم, دوستش دارم و بدون او هیچم و برای او زنده هستم ...

 

او رفت, تنها ماند... زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد .


از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو ...

 


گفت:عشق اتفاق است باید بنشینی تا بیفتد

 

 

 

 

گفت:عشق آسودگیست,خیال است... خیالی خوش .


گفت:ماندن است، فرو رفتن در خود است .


گفت:خواستن و تملک است, گرفتن است .


گفت: عشق سادست, همین جاست دم دست و دنیا پر شده از عشق های زودگذر

 

عشق های سادهء اینجایی و عشق های نزدیک و لحظه ای .


گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی .....


گفتم:عشق یک ماجراست, ماجرایی که باید آن را بسازی .


گفتم:عشق درد است درد تولدی نو، عشق تولد است به دست خویشتن .


گفتم:عشق رفتن است عبور است , نبودن است .


گفتم:عشق جستجوست, نرسیدن است, نداشتن و بخشیدن است .


گفتم:عشق درد است, دیر است و سخت است .


گفتم:عشق زیستن است از نوعی دیگر ...


به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...


گفتم عشق راز است، راز بین من و توست، بر ملا نمی شود و پایان نمی یابد، مگر به

مرگ ...