تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

خدایا به من بگو که هستم
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

خدایا به من بگو که در این روزهای پی در پی که هر لحظه اش با لحظه دیگر فرقی ندارد به دنبال چه هستم؟ چه را می جویم و که را ؟

آیا می توان از او که همانند منش آفریدی و چون من جز اندیشه خود خواهی در سر ندارد طلب یاری کرد؟ به من بگو که در تنگنای کدامین پس کوچه این شهر نوری از تو می توان دید ؟ به من بگو که چگونه می توانم جز خودم هیچ کس نباشم آنگاه که همه چشمها به سویم خیره گشته است ؟ اگر هنوز هم به من می نگری ، اگر هنوز هم دستهایم در لابلای نوازش دستهای بزرگت گم می شوند ، مرا در آغوش بگیر و بگو که تنها نیستم . مرا در عمق وجودت گم کن تا ایمان بیاورم که ذره ای ار آن عظمت و مهربانی راستین که در وجودت هست به من بخشیده ای ! من برای آن لحظه که تو را با همه وجودم حس می کنم جان می دهم و از هرچه غیر توست جدا می شوم !

تو را به حرمت قداست همه اشکهایی که پاک و بیگناه در حضور چشمانت

ریخته شد ، به من بگو که هستم

 

 

به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت

خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک

ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان

 بلکه از ته قلب نازنینت بگو: یادت به خیر

 

توی سرمای زمستون           رو بخار پشت شیشه

 

اسمتو نوشتم اما                می دونم بی تو نمیشه

 

***

می دونم که با تو بودن         یه هوای دیگه داره

 

این دل عاشق و تنها               طاقت دوری نداره

 

***

همه ی شعرامو خوندم            که تو برگردی دوباره

 

آخه این دلم به جز تو           هیچ کسی رو دوست نداره

 

***

کاش می شد خاطره هامون        دوباره مثل همیشه

 

تازه شن تو فصل سرما             رو بخار پشت شیشه

 

***

هنوزم دلخوش و شادم              به شمردن دقایق

 

که یه روز بیای  کنارم              اینه آرزوی عاشق

 

 

 

 

در دل شب دعای من گریه ی بیصدای من

بانگ خدا خدای من به خاطر تو بود و بس

پاکی لحظه های من گریه ی های های من

گوهر اشکهای من به خاطر تو بود و بس

این همه بی پناهیم این همه سر به راهیم این همه بی گناهیم

غصه به جان خریدنم از همه کس بریدنم زخم زبان شنیدنم

به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود و بس

رو به خدا نشستنم نذر و دخیل بستنم

سوز من و گداز من اشک من و نیاز من

به خاطر تو بود و بس به خاطر تو بود و بس

 

 

قسم به عشقمــــــون قسم   همش برات دلواپســــم

 

قرار نبــود اینجوری شه  یه هو بشی همه کســــم

 

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شــدم

 

شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.