تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

سلام
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سلام

برای کسانی می نویسم که گله میکنن و سوال داشتن

این وبلاگ شخصیه و مثل یه دفتر خاطراتی می مونه که سرگذشت زندگی رو با ادمهایی که میان توش و میرن رقم میزنه .

درسته این وبلاگ رو من به یاد یه عشق شروع کردم تا شاید بتونم حرفهای خودمو چون سخنور خوبی نبودم با نوشتن گفته باشم .

اما مرز بین عشق و تنفر رو هیچکس نمی دونه و من همون طوری که عشق رو باور نداشتم و مسخره میکردم تنفرشم برام باور کردنی نبود .

کسی که یه روز عمر و جونت رو براش حاضری بدی باهات کاری میکنه که تو زندگی احساس خلاء کنی و ندونی کجای این دنیا وایستادی برات خیلی سخته تا جایی که بودنش آزارت میده .

این وبلاگ فقط برای اون بود تا شاید حرفهای دلمو بخونه ولی حالا اون مرده و هیچ وقت هم بر نمی گرده چون مرده ها بر نمی گردن .

مشکل عشق اینه که تو دنیای بی رنگ و شاید هزار رنگ ما باور نمیشن اما تنفر خیلی زود باور میشه و پر رنگ .

اونهایی که با هزار رنگیه خودشون و به قول معروف هالو نبودنشون چنان رنگ مشکی به عشق میدن اونم تو قالب تنفر که تو خوب یاد میگیری که استادهای خوب درس تنفر رو از عشق تشخیص ندی .

مطالب این وبلاگ فقط مال همین وبلاگه و جای دیگه ای حرفی برای گفتن نداره .

اما از این به بعد با از بین رفتن تمام غمها، این وبلاگ جای هر حرفی و هر مطلبی هست غیر کسی که باعث شروع این وبلاگ شده .

می خوام ازاد و رها برای خودم باشمو بس و هر انچه رو که توی زندگیم باعث غم و یاد گرفتن تنفرم شده از بین ببرم . ادمها وقت زیادی برای زندگی ندارن و حال چرا من بخوام قالبمو مثل استادان پرتزویری بکنم که چیزهای بدی یادمم دادن .

حالا من میشم استاد سادگی و صداقت تا یاد بدم دنیا بی رنگ شک و تردید زیباتر از دنیای هزار رنگ تزویر و ریاست .

و اون ادمها رو میسپرم به یگانه خالق هستی که در زندگی محو چیزهایی بشن که فراموش کنن یاد دادن غمها رو .

ما همه باید عوض بشیم فقط سعی کنیم نابود نشیم

راضیم به رضای کسی که سرنوشتم در دست اوست