تک ستاره دنیا

لذت بیداری یلدا منم * تازه ترين ركن تمنا منم

آمدم تا برایت بگویم رضا
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:



آمدم تا برایت بگویم

رازهاى بزرگ دلم را

بر ضریحت دخیلى ببندم

تا کنى چاره اى مشکلم را

آمدم با دلى تنگ و خسته

تا به پاى ضریحت بمیرم

یا که اى ضامن آهو از تو

حاجتم را اجابت بگیرم

حاجتم سبز چون روح جنگل

حاجتم پاک و ساده چو دریاست

حاجتم آرزویى بزرگ است

حاجتم مثل یک خواب زیباست

من کویرى عطشناک و خشکم

من بلد نیستم راه دریا

تو بیا و نشانم ده از لطف

سرزمینى که سبز است و زیبا

یا شبى که پر از غصه هستم

یک ستاره شود میهمانم

من ز دردم برایش بگویم

او شود همدم و همزبانم

آمدم با دلى تنگ و خسته

بغض هم بر گلویم نشسته

خواستم حاجتم را بگویم

حرف من در زبانم شکسته

 


غرق نور است و طلا

گنبد زرد رضا


بوى گل، بوى گلاب

مى رسد از همه جا

مثل یک خورشید است

مى درخشد از دور

شده از این خورشید

شهر مشهد پر نور

چشمها خیره به او

قلبها غرق دعاست

بر لب پیر و جوان

یا رضا رضا رضا ست

اى خدا کاش که من

یک کبوتر بودم

روى این گنبد زرد

شاد مى آسودم

مى زدم بال و پرى

دور تا دور حرم

از دلم ره مى زد

ماتم و غصه و غم